تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
حاصل نشده است . چرا كه عصيان عملى بعد از پايان عمل به ضدّ بوده و صرف عزم بر عصيان كه عصيان و معصيت نبوده تا شرط از فعليّت افتادن امر به اهمّ محقّق شده باشد . بنابراين ، امر به اهمّ كما كان به فعليّت خودش باقى است . از طرفى گفته شد ؛ با صرف عزم و قصد بر معصيت ، امر به مهمّ ، فعلى خواهد شد . بنابراين ، در اين مرتبه امر به مهمّ نيز شرطش محقّق شده و فعلى مىشود و اجتماع طلب فعلى ضدّين كه محال بوده پيش مىآيد . « 1 »

239 - جوابى كه به اشكال مصنّف بر ترتّب داده شده چيست ؟ ( لا يقال نعم . . . كان بسوء الاختيار )

ج : مىفرمايد : آرى ، قبول داريم كه امر به اهمّ در مرتبهء امر به مهمّ نيز فعلى بوده و اجتماع
هامش
( 1 ) - مثلا ازالهء نجاست گفته شد ؛ كه امرش فعلى است ولى امر به صلاة در اين مرتبه ، امرش فعلى نيست و خود ترتّبى اين را قبول داشت . و ترتّبى قبول كرد كه با معصيت به نحو شرط متأخّر يا ارادهء معصيت به نحو شرط متقدّم يا مقارن ، امر به مهمّ ، فعليّت پيدا مىكند . بديهى است با صرف ارادهء معصيت ، امر به ازاله كه فعلى بوده از فعليّت نمىافتد . زيرا ساقط شدن هر امرى منوط به امتثال آن بوده كه فرض ، آن است كه امتثال نشده و يا با ارتفاع موضوع آن است كه آن‌هم با تحقّق عصيان بوده كه موضوع ازاله يا انقاذ غريق از بين مىرود و حال آنكه فقط ارادهء معصيت شده است . بنابراين ، در اين صورت ، امر به ازاله كه فعلى بود ، و امر به صلاة نيز كه ترتّبى قبول داشت با ارادهء معصيت ، فعلى مىشود . چرا كه هر واجب مشروطى با تحقّق شرطش ، واجب مطلق شده و وجوبش ، وجوب فعلى مىشود . پس ، در اين زمان يعنى زمان فعلى شدن امر به مهمّ ، امر به اهمّ نيز كه از قبل فعلى بود ، اجتماع دو امر فعلى به ضدّين مىشود . گويا شارع در اين زمان مىفرمايد : « ازل النّجاسة و صلّ » چنان كه وقتى معصيت را شروع مىكند ، تا معصيت را به انجام نرساند كه امر به ازاله از فعليّت نمىافتد ، از طرفى با معصيت آن نيز شرط امر به مهمّ محقّق شده و وجوبش به فعليّت رسيده و مانند موردى كه ارادهء معصيت شود ، اجتماع دو امر فعلى به ضدّين مىشود . بديهى است اجتماع ضدّين و امر فعلى به ضدّين هم فى نفسه محال مىباشد . زيرا موجب اجتماع نقيضين در ارادهء مولى مىشود و اجتماع نقيضين محال است و هم تكليف به محال بوده كه صدورش از مولاى حكيم ، محال است .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 517 | حسن سيد اشرفى