تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
الف : امر به مهمّ را مقيّد كنيم به عصيان و اطاعت نكردن امر به اهمّ به نحو شرط متأخّر . يعنى قيد و شرط عصيان كردن امر به اهمّ براى فعلى شدن امر به مهمّ ، شرط متأخّر مىباشد . ب : امر به مهمّ را مقيّد كنيم به بناء و قصد بر عصيان و اطاعت نكردن امر به اهمّ به نحو شرط متقدّم يا مقارن . يعنى قيد و شرط قصد و بناء بر عصيان و معصيت كردن امر به اهمّ براى فعلى شدن امر به مهمّ ، شرط متقدّم يا شرط مقارن مىباشد .

237 - بيان استدلالى و محذور عقلى نداشتن امر به ضدّين به نحو ترتّب چيست ؟ ( بدعوى انّه . . . واقع كثيرا عرفا )

ج : مىفرمايد : هيچ مانع و محذور عقلى از امر به ضدّين به نحو ترتّب وجود ندارد . به اين معنا كه امر به اين دو در طول هم بوده با اين تفاوت كه امر به اهمّ به نحو مطلق باقى بوده ولى امر به مهمّ ، معلّق و مقيّد بر عصيان يا بناء و قصد بر عصيان امر به اهمّ خواهد بود . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى دليل اينكه گفته مىشود ؛ امر به مهمّ ، فعلى نمىباشد آن است كه اجتماع ضدّين در عرض هم و در آن واحد يعنى در يك مرتبه مىشود كه امرى مستحيل و امتثال آن ممكن نيست . يعنى شارع نمىتواند امر به ضدّين در مرتبهء واحد و در عرض هم كرده و بفرمايد « ازل النّجاسة و صلّ » ، در نتيجه يك امر ، فعلى بوده و آن عبارت از امر به اهمّ مىباشد . ولى امر به ضدّين به نحو طولى اشكال ندارد و در نتيجه هر دو ضدّ به نحو طولى داراى امر فعلى مىباشند . به عبارت ديگر امر به اهمّ به نحو مطلق ، فعلى است ولى امر به مهمّ به نحو مشروط ، فعلى است . به بيان ديگر ، فعليّت امر به مهم : الف : مشروط است به نحو شرط متأخّر بر عصيان و معصيت امر به اهمّ . يعنى وقتى مكلّف ، معصيت كرده و مثلا ازالهء نجاست يا انقاذ غريق را انجام نداد و مشغول نماز شد و نمازش تمام شد ، آن‌وقت امر به نماز ، فعلى مىشود . بديهى است چون معصيت با انجام نماز بوده و بايد نماز صورت بگيرد تا معصيت محقّق شود ، بنابراين ، شرط معصيت ، شرط متأخّر براى امر فعلى به ضدّ يعنى صلاة خواهد بود . گويا شارع فرموده است : « ازل النّجاسة و ان عصيت الازالة للنجاسة فصلّ » ازالهء نجاست كن ولى اگر عصيان كردى و ازالهء نجاست نكردى ، پس نماز بخوان .