تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢

235 - با توجه به اينكه ضدّ عبادى در مزاحمت با ضدّ ديگرى كه مأمور به بوده قرار گرفته باز هم داراى محبوبيّت و رجحان ذاتى است ، آيا اين مزاحمت هيچ تأثيرى ندارد ؟ ( فانّ المزاحمة على . . . بناء على الاقتضاء )

ج : مىفرمايد : مزاحمتى كه موجب حرام شدن ضدّ عبادى نباشد ، فقط موجب آن مىشود كه در حال مزاحمت ، داراى حكم و امر فعلى نبوده و قهرا مصلحت فعلى براى عمل در اين حالت ندارد . ولى امر انشايىاش باقى بوده و مصلحتى را كه اين ضدّ به واسطه‌اش متعلّق آن امر انشايى قرار گرفته باقى مىباشد . « 1 » چنان كه مذهب عدليّه بر همين است « 2 » و يا هر جهتى را كه اين ضد به واسطه‌اش متعلّق آن امر انشايى قرار گرفته ، باقى مىباشد . چنان كه مذهب اشاعره مىباشد . « 3 » بنابراين ، نهى مولوى كه موجب مبغوضيّت
هامش
منهى نباشد ، با نيّت تقرب به خداوند ، عبادت خواهد بود . نماز در مزاحمت با ازالهء نجاست نيز بنا بر قول به عدم اقتضاء ، منهى عنه نبوده و مصداق براى امر فعلى مولى به طبيعت غير منهى بوده كه فرمود : « هر عملى كه منهى نباشد ، مىتوان قصد قربت در آن كرده و عبادت خواهد بود » . خلاصه آنكه ؛ عباديّت عبادت و صحّت آن متوقّف بر تعلّق امر و قصد امر فعلى بوده ولى قصد امر فعلى تعلّق گرفته به عنوان كلّى و طبيعت كفايت مىكند ، و لازم نيست به مصاديق اين كلّى نيز امر فعلى تعلّق بگيرد . ( 1 ) - توضيحش در پاورقى قبلى گذشت . ( 2 ) - عدليّه ، معتقدند ؛ احكام ، دائر مدار ملاكات و مصالح و مفاسد مىباشند . يعنى اينكه خداوند ، نماز را واجب كرده است به دليل ملاك و مصلحت ملزمه‌اى كه در آن بوده مىباشد . چنان كه دروغ را به جهت مفسدهء ملزمهء در آن بوده كه حرام كرده است . حال اين نماز ، به هر ملاكى كه واجب شده بود ، در حال تزاحم با اهمّ نيز همان ملاك را دارد . ( 3 ) - اشاعره ، معتقدند ؛ احكام ، دائر مدار ملاكات و مصالح و مفاسد نمىباشند . در اينجا نيز مىگوئيم ؛ نماز به هر جهتى كه واجب شده و محبوبيّت ذاتى پيدا كرده است در حال تزاحم نيز محبوبيّت ذاتىاش به همان جهت باقى بوده و وجود داشته و مىتوان قصد محبوبيّت آن را نمود .