تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
فعليّت نرسيده و حكم فعلى ندارد . بلكه حكم وجوب ازاله است كه به فعليّت رسيده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى هر فعلى به لحاظ ملاك ذاتى و نفسىاش ، واجب به حكم انشايى و به لحاظ ملاك ذاتى و نفسىاش ، حرام به حكم انشايى مىباشد . مثلا ازالهء نجاست ، به ملاك ذاتى و نفسىاش ، واجب به حكم انشايى بوده ، چنان كه نماز نيز به همين ملاك ، واجب به حكم انشايى مىباشد . هركدام از اين دو واجب ، در صورتى كه ملاكشان با ملاك ديگرى در تزاحم قرار نگيرد . مثل آنكه وقت ظهر شده و موجبى براى ازالهء نجاست نباشد ، حكم انشايى وجوب نماز به فعليّت خواهد رسيد . چنان كه قبل از رسيدن وقت وجوب نماز نيز حكم انشايى وجوب ازالهء نجاست از مسجدى كه متنجّس شده به فعليّت مىرسد . ولى گاهى ملاكها به هم اصابت خواهند كرد و قهرا نمىتواند به دليلى كه گفته شد ؛ هر دو واجب را اتيان كرد . مثلا وقت وجوب نماز ظهر شده و مسجد نيز متنجّس مىباشد . قهرا در اينجا نمىتواند هر دو واجب از وجوب انشايى به وجوب فعلى برسد . ناچارا بايد يك واجب به وجوب انشايى خود باقى ماند ، و ديگرى به وجوب فعلى رسيده و فعليّت و تنجّز براى تكليف داشته باشد . بديهى است ازالهء نجاست چون فورى بوده به فعليّت رسيده و وجوب نماز ظهر چون فورى نبوده حكم وجوب فعلى نخواهد داشت بلكه وجوبش به همان وجوب انشايى خواهد ماند . چنان كه وجوب انقاذ غريق در موردى كه با حرمت غصب اجتماع كند ، مثل آنكه انقاذ غريق مستلزم ورود به ملك غير باشد ، قهرا وجوب انقاذ غريق از مرحلهء انشاء به لحاظ اهميّتش به فعليّت رسيده ولى حرمت تصرّف در ملك غير در مرحلهء انشاء باقى مانده و به فعليّت نمىرسد . بنابراين ، روايات ناظر به حكم واقعى انشايى بوده و نه حكم فعلى . و مقصود ما نيز كه مىگوييم ؛ متلازم ديگر ، حكمى ندارد ، يعنى حكم فعلى ندارد نه حكم واقعى . و گرنه صلاة چنان كه قبل از آنكه در تضادّ با ازاله قرار گيرد ، در لوح محفوظ و واقع ، داراى حكم واقعى وجوب بوده ، الآن نيز كه در تضادّ با ازاله قرار گرفته ، باز هم داراى حكم واقعى وجوب بوده ولى داراى حكم فعلى وجوب نمىباشد . البته ملاك باقى ماندن يك تكليف بر فعليّت و از فعليّت افتادن تكليف ديگر و يا به بيان ديگر ، به فعليّت رسيدن يك تكليف و در مقام جعل و انشاء باقى ماندن تكليف ديگر در تزاحم تكاليف ، در بحث ترتّب در بخش بعدى و بعد از « الامر الرّابع » تحت عنوان « ثمّ انّه تصدّى الخ » خواهد آمد .