تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
آن است كه رشتهء سخن را در خصوص تحقيق و روشن كردن اين مسلك در خصوص مقدّمه بودن يا مقدّمه نبودن ترك ضدّ براى انجام مأمور به قرار داد . « 1 » 215 - توضيح مسلك مقدّميّت و اينكه ترك ضدّ ، مقدّمه براى فعل مأمور به و در نتيجه قول به مقتضى بودن امر به شىء بر نهى از ضدّ خاصّش « 2 » چيست ؟
هامش
( 1 ) - مصنّف در اوّل بحث فرمود ؛ در اينكه امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ خاصّ هست يا نه ؟ اقوالى است : الف : مقتضى است به دلالت لفظيّهء مطابقيّه ب : مقتضى است به دلالت لفظيّهء تضمّنيّه ج : مقتضى است به دلالت لفظيّهء التزاميّه د : مقتضى است به نحو لزوم عقلى ر : مقتضى نهى از ضدّ نيست . از آنجا كه سه قول اوّل ، مهمّ نبوده و بديهى البطلان است . زيرا متنى بر قول در مركّب بودن معناى امر و نهى بوده ، مصنّف متعرّض آنها نشده است . ( 2 ) - بايد به دو نكته توجه داشت : الف : قول به نهى از ضدّ خاصّ از هر طريق ، مبتنى بر ثبوت نهى از ضدّ عام مىباشد . ب : قول به نهى از ضدّ خاصّ از طريق مسلك مقدّميّت ، علاوه آنكه مبتنى بر قول به وجوب مولوى مقدّمهء واجب نيز مىباشد . توضيح آن در مثال : مولى فرموده است : « ازل النّجاسة عن المسجد » بنابراين ، ازالهء نجاست ، واجب است . از طرفى اين واجب ، داراى اضداد خاصّى از جمله نماز خواندن است . انجام اين واجب ( ذى المقدّمه ) يعنى ازالهء نجاست ، متوقّف بر ترك كردن خواندن نماز يعنى متوقّف بر نماز نخواندن است . پس ، ترك نماز خواندن يعنى نماز نخواندن ، مقدّمه است براى انجام ازالهء نجاست ، حال كه ترك نماز خواندن ( نماز نخواندن ) مقدّمه شد براى ازالهء نجاست ، به عنوان مقدّمهء واجب و بنا بر قول به واجب نبودن مقدّمهء واجب ، داراى امر غيرى مولوى مىشود . يعنى گويا از دل امر شارع به ازالهء نجاست ، يك امر مولوى ديگر توليد شده و شارع فرموده است : « اترك الصّلاة » مأمور به در اين امر غيرى نيز عبارت از ترك كردن نماز خواهد بود . از طرفى اگر بگوييم ؛ امر به شىء ، مقتضى نهى از ضدّ عامّش مىباشد . بنابراين ، امر به ترك كردن نماز ، مقتضى نهى از ضدّ عامّ اين مأمور به بوده كه عبارت شد از ترك ترك كردن نماز يا به عبارت ديگر ، انجام ندادن ترك كردن نماز و به بيان ديگر ، انجام دادن نماز . در نتيجه ؛ ترك كردن نماز ، مقدّمه شد براى انجام واجب ( ازالهء نجاست ) و ترك كردن نماز به اين اعتبار ، مأمور به و واجب به وجوب غيرى مولوى شد . ولى حرام شدنش متوقّف بر اين است كه امر به شىء ، مقتضى