تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
چه امورى مىباشد ؟ ( فصل الامر بالشّيء . . . كان او عدميّا ) ج : مىفرمايد : سخن در اين است كه آيا امر به شىء ، مقتضى نهى از ضدّ آن شىء مىباشد يا نه ؟ « 1 » اقوالى در مسئله بوده كه روشن شدن وضعيّت اين مسئله نياز به ترسيم امورى دارد . امر اوّل دربارهء توضيح دو واژهء اقتضاء كه در عنوان مسئله آمده و واژهء ضدّ مىباشد : 1 - واژهء اقتضاء : « 2 » مراد از اقتضاء ، اعمّ از آن است كه : الف : به نحو عينيّت باشد . « 3 » ب : به نحو جزئيّت باشد . « 4 » ج : به نحو لزوم و استلزام عقلى
هامش
شىء مىتواند نه سياه باشد و نه سفيد بلكه قرمز باشد . با توجه به انواع تقابل ، مقصود اصوليّون از كاربرد واژهء ضدّ و نيز ضدّ عامّ و ضدّ خاص روشن مىشود كه در پاورقى پرسش و پاسخ‌هاى مربوطه توضيحش خواهد آمد . ( 1 ) - توضيح اجمالى ، آن است كه وقتى شارع فرمود :« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *آيا امر شارع به نماز ، مقتضى نهى مولوى غيرى و تبعى از ضد نماز كه ترك نماز ( ضد عامّ ) و اكل و خوردن و ساير افعال ديگر ( ضدّ خاصّ ) بوده مىباشد يا مقتضى چنين نهى مولوى غيرى و تبعى نمىباشد . توضيح تفصيلى اين معنا در پاورقى مربوط به بحث ضدّ در « نهاية الايصال ج 3 / 640 » آمده است . ( 2 ) - اقتضاء به معناى لابدّيّت بوده ولى نه لابديّت عقلى چنان كه به معناى لابدّيّت لفظى نيز نمىباشد . به عبارت ديگر ، اقتضاء امر به شىء بر نهى از ضدّش به معناى دلالت داشتن امر به شىء بر نهى از ضدّش بوده ولى نه به دلالت عقلى تنها يا به دلالت لفظى تنها ، چنان كه دلالت لفظىاش نيز به دلالت لفظى مطابقى تنها يا تضمّنى تنها يا التزامى تنها نمىباشد . بلكه مقصود از لابدّيّت ، معناى اعمّ كه دلالت حكمى بوده مىباشد . زيرا هريك از اين موارد ، داراى قائل مىباشد . يعنى بعضى دلالت كردن امر به شىء بر نهى از ضدّش را به دلالت عقلى و از راه ملازمه دانسته و گروهى به دلالت لفظى با اقسام آن مىدانند . ( 3 ) - « الفصول الغرويّة / 92 » البته اين قول بنا بر قول متأخّرين در معناى نهى بوده كه آن را طلب ترك دانسته مىباشد . مثلا ضدّ عامّ براى نماز در« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *كه به آن امر شده ، عبارت از ترك مأمور به