تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
و آنچه ( جوابى ) كه گفته شده است ( جواب ) در تفصّى از اين دور ، از اينكه همانا توقّف ، از طرف وجود ( وجود ضدّ ) ، فعلى است به خلاف توقّف از طرف عدم ( عدم ضدّ ) ، پس همانا اين ( عدم ) توقّف دارد ( عدم ) برفرض ثبوت مقتضى براى آن ( معدوم ) با همهء شرائط آن ( معدوم ) مگر عدم وجود ضدّ آن ( معدوم ) و شايد اين ( معدوم ) مىباشد ( معدوم ) محال ، به خاطر منتهى شدن وجود پيدا نكردن يكى از دو ضدّ با وجود پيدا كردن ديگرى به تعلّق نگرفتن ارادهء ازليّه به آن ( عدم وجود يكى از دو ضدّ ) و تعلّق گرفتن آن ( ارادهء ازليّه ) به ديگرى ( وجود ضدّ ديگرى ) حسب آنچه ( مصلحتى ) كه اقتضاء كرده است آن ( مصلحت ) را حكمت بالغه ، پس مىباشد عدم ، هميشه مستند به عدم مقتى ، پس ممكن نيست باشد ( عدم ) مستند به وجود مانع تا دور لازم بيايد .

نكات دستورى و توضيح واژگان

فصل . . . هل يقتضى . . . عن ضدّه . . . فيه اقوال . . . يستدعى الخ : يعنى « هذا فصل » و ضمير در « يقتضى » به امر به شىء و در « ضدّه » به شىء و در « فيه » به اقتضاء يا عدم اقتضاء و در « يستدعى » به تحقيق حال برمىگردد . الاقتضاء فى العنوان . . . من ان يكون . . . ترك الآخر او المقدّميّة على ما سيظهر : مقصود از « العنوان » عنوان مسئلهء ضدّ و مقصود از « الآخر » ضدّ ديگر بوده و ضمير در « يكون » به اقتضاء و در « سيظهر » به ماء موصوله به معناى بيان برگشته و كلمهء « المقدّميّة » عطف بر « التّلازم » مىباشد . كما انّ . . . بالضّدّ هاهنا هو . . . وجوديّا كان او عدميّا : مشاراليه « هاهنا » علم اصول بوده و ضمير « هو » به مراد به ضدّ و ضمير در « كان » به ضدّ برگشته و مقصود از « وجوديّا » ضدّ خاصّ و مقصود از « عدميّا » ضدّ عام مىباشد . الثّانى انّ الجهة المبحوث عنها فى المسألة و ان كانت انّه الخ : كلمهء « الثّانى » مبتدا و « انّ » با اسمش كه « الجهة » و خبرش كه جملهء « ان كانت الخ » بوده ، تأويل به مصدر رفته و