تعبّدى به دو قسم مىباشند .
1 - واجبات تعبّدى شخصى : يعنى واجبات تعبّديّهاى كه انجامش برعهدهء خود شخص مكلّف در زمان حياتش مىباشد . مثل نماز ، روزه و غيره ، بديهى است اگر فردى به شخص مكلّف ديگرى پول دهد كه اين مكلّف ، نماز يوميّهء خودش را بخواند ، بديهى است كه اخذ اجرت و پول منافاتى با نماز خواندنش با قصد قربت ندارد . يعنى شخص با آنكه پول گرفته و اجير شده كه نماز يوميهء خودش را بخواند ، مىتواند نمازش را با قصد قربت بخواند و از اين جهت ، اخذ اجرت ، جايز مىباشد ولى از آنجا كه از نماز اين مكلّف ، چيزى عائد آن فرد پولدهنده نمىشود ، اخذ اين اجرت ، اكل مال به باطل بوده و جايز نيست .
بنابراين ، عدم جوازش به جهت اخذ مال به باطل بودن مىباشد نه به خاطر آنكه اخذ اجرت بر عمل واجب ، جايز نبوده تا بنا بر قول به ملازمه ، اخذ اجرت بر مقدّمهء آن نيز جايز نباشد .
2 - واجبات تعبّدى غير شخصى ( قضاى واجبات ) : در اين نوع واجبات ، بديهى است كه اخذ اجرت ، اكل مال به باطل نمىباشد تا از اين جهت جايز نباشد . زيرا از انجام اين واجب ، عائدى به مستأجر كه سقوط وجوب قضا كردن واجبات فوت شده بوده مىرسد . « 1 » از جهت قصد قربت نيز اشكالى ندارد . زيرا اجير ، پول را براى خود عمل نمىگيرد تا گفته شود خواندن نماز با پول نمىتواند با قصد قربت باشد . بلكه گرفتن پول از باب داعى بر داعى مىباشد « 2 » . يعنى پول را مىگيرد تا نماز قضاى فلان ميّت را با قصد قربت بخواند .
هامش
( 1 ) - مثل فرزند ذكور بزرگ ميّت كه قضاى نماز و روزهء پدرش برعهدهء او بوده و وى با اجير كردن فردى و پرداختن اجرت به او ، سبب مىشود تا اجير ، نمازهاى قضاى پدرش را بخواند و وجوب قضاى آنها كه برعهدهاش بوده از ذمّهء او ساقط شود .
( 2 ) - چنان كه مىتوان دو ركعت نماز مستحبى به نام نماز حاجت را براى برآورده شدن حاجت و خواستهء دنيوى خواند و در عين حال ، قصد قربت نيز نمود . به عبارت ديگر ، خواستهء دنيوى ، داعى بر داعى مىشود . يعنى شخص به انگيزهء برآورده شدن حاجتش ، دو ركعت نماز را قربة الى اللّه مىخواند .