تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
اشاره بوده « 1 » از نوع واجب تبعى كه گاهى واجب غيرى « 2 » و گاهى واجب نفسى بوده « 3 » مىباشد .

184 - تفاوت تقسيم واجب به اصلى و تبعى به هريك از دو لحاظ ( مقام ثبوت و مقام اثبات ) آيا هريك از واجب نفسى و غيرى ، متّصف به اصلى و غيرى مىشود يا خير ؟ ( و على ذلك . . . غيره المقصود بها )

ج : مىفرمايد : بنا بر تقسيم به لحاظ ثبوت ، شكّى نيست كه واجب غيرى ، هم اصلى بوده و هم تبعى و به هر دو متّصف مىشود . زيرا ملاك در اصلى و تبعى ، توجّه تفصيلى و التفاوت مولى و متعلّق اراده استقلالى قرار دادنش در مقام جعل و انشاء بود و گذشت كه واجب غيرى مىتواند هم مورد توجّه تفصيلى و ارادهء استقلالى مولى قرار گرفته و هم مىتواند به تبع ارادهء واجب ديگرى ، متعلّق اراده قرار گيرد . بديهى است اراده‌اش در اين صورت به تبع ارادهء ذى المقدّمه بنا بر ملازمه خواهد بود .
هامش
الاعمّ مثل دلالت خطاب« لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ »بر وجوب مقدّمات حجّ و ساير استلزامات عقلى . دلالت آيهء شريفه بر وجوب قطع مسافت دلالت تبعى و به دقّت عقلى بوده و صحّت كلام ، متوقّف بر اين دلالت نمىباشد . بلكه مدلول مطابقى و دلالت اصلى آيه ، بيان وجوب حجّ بوده ولى عقل بنا بر ملازمه ، حكم مىكند كه امر به ذى المقدّمه ، امر به مقدّماتش هم مىباشد . ( 1 ) - مثل مفاهيم . چنان كه در جملهء « إن جاءك زيد فاكرمه » مدلول مطابقىاش ، وجوب اكرام زيد به شرط مجىء او بوده ولى عقل به لحاظ معناى شرطيّت ، حكم مىكند اگر سبب اكرام كه مجىء زيد بوده محقّق نشد ، وجوب اكرام نيز منتفى مىباشد . ( 2 ) - مثل وجوب مقدّمه كه به تبع امر به ذى المقدّمه بوده ، همچون قطع مسافت نسبت به حجّ . ( 3 ) - مثل وجوب افطار كه واجب نفسى است . زيرا مصلحت در خود اين عمل بوده و وجوبش به تبع ديگرى نبوده ولى اين وجوب را از راه ملازمه عقلى به دست مىآوريم . زيرا مولى كه فرموده است : « اذا خفى الجدران فقصّر » مقصود به افاده در اين كلام ، عبارت از خود نماز است كه با خفاى اذان حكمش كه وجوب قصر بوده بيان شده است . ولى عقل بالملازمه حكم مىكند كه با قصر نماز در آن نقطه ، روزه نيز باطل شده و افطار ، واجب مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 387 | حسن سيد اشرفى