تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
واجبى مقصود به افاده بوده و لفظ خطاب به دلالت مطابقىاش آن را افاده كرده باشد به اين واجب ، واجب اصلى گفته مىشود ، اعمّ از اينكه واجب مقصود از خطاب ، واجب غيرى باشد مثل آنكه مولى در خطابش فرموده است : « اذا قتم الى الصّلاة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق » در اين آيهء شريفه وضوء كه واجب غيرى بوده متعلّق خطاب لفظى مولى قرار گرفته و به آن امر شده است . « 1 » و يا واجب مقصود از خطاب ، واجب نفسى باشد . مثل آنكه مولى نسبت به نماز كه واجب نفسى بوده فرموده است :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
. « 2 »
هامش
لبّى ( عقل و اجماع ثابت شوند ، واجب تبعى بوده ، چنان كه مفاهيم واجب اصلى مىباشند . زيرا از مداليل كلام و مقصود بالافهام از كلام مىباشند . كلام مصنّف در متن ، ناظر به كلام محقّق قمى در اين قول مىباشد . ولى صاحب فصول نيز در « الفصول الغرويّة / 82 » تقسيم را به لحاظ مقام اثبات دانسته و مىفرمايد : « و ينقسم الواجب باعتبار آخر الى اصلىّ و تبعىّ فالاصلىّ ما فهم وجوبه بخطاب مستقلّ اى غير لازم لخطاب آخر و ان كان وجوبه تابعا لوجوب غيره و التّبعىّ بخلافه و هو ما فهم وجوبه تبعا لخطاب آخر و ان كان وجوبه مستقلّا كما فى المفاهيم » ، ملاحظه مىشود كه صاحب فصول ، اصلى و تبعى بودن را در مقام اثبات و دلالت دانسته ولى نه به جهت مقصود بالافهام و غير مقصود بالافهام بودن از خطاب ، بلكه به لحاظ مستقلّ و غير مستقلّ بودن خطاب . بنابراين ، مفاهيم در نظر صاحب فصول از واجبات تبعىاند . زيرا خطاب مستقل ندارند . مثلا وجوب اكرام زيد به شرط مجىء در « إن جاءك زيد فاكرمه » واجب اصلى است . زيرا خطاب مستقلّ دارد ولى مفهومش كه خطاب « ان لم يجئ زيد فلا تكرمه » خطاب مستقلّ نبوده ، بلكه از خطاب مستقلّ قبلى فهميده مىشود . و در ادامه ، مقصودش از خطاب را اعمّ از دلالت لفظى و لبى ( عقل و اجماع ) دانسته و مىفرمايد : « و المراد بالخطاب هنا ما دلّ على الحكم الشّرعىّ فعمّ اللّفظىّ و غيره » بنابراين ، واجباتى كه با اجماع و عقل ، اثبات شوند ، واجب تبعى خواهند بود . سپس به قول ميرزاى قمى اعتراض كرده و مىفرمايد : « و زعم بعض المعاصرين انّ الواجب الاصلىّ هو الّذى استفيد وجوبه من اللّفظ و قصده المتكلّم منه و التّبعىّ بخلافه و هو غير واضح » . ( 1 ) - يعنى وجوب وضوء اگرچه وجوب غيرى بوده ولى مقصود به افاده از خطاب ، همين وضوء مىباشد . ( 2 ) - يعنى وجوب نماز ، وجوب نفسى بوده و مقصود به افاده از خطاب ، همين نماز مىباشد .