شدن برگشته و مقصود از « فى نفسه » يعنى در مقام واقع مىباشد .
حال الدّلالة عليه و الّا لما اتّصف بواحد منهما اذا لم يكن بعد مفاد دليل و هو الخ :
ضمير در « عليه » و در « اتّصف » به واجب و در « منهما » به اصلى و تبعى و ضمير « هو » به متّصف نشدن به هيچيك از اصلى و تبعى برگشته و كلمهء « بعد » مقطوع الإضافة و مبنى بر ضمّ و خبر مقدّم براى « لم يكن » و كلمهء « مفاد » اسم مؤخّر بوده و مقصود از « الّا » يعنى « ان كان الاتّصاف بهما به لحاظ حال الدّلالة عليه لما اتّصف الخ » مىباشد .
ثمّ انّه . . . ما لم يتعلّق به . . . انّه اصلى او . . . به يثبت انّه . . . عليه اثره : ضمير در « انّه » اوّلى به معناى شأن بوده و در هر دو « به » و در « انّه » دوّمى و سوّمى به واجب و در « عليه » و « اثره » به تبعى برمىگردد .
اذا فرض له . . . و ان كان يلزمه لما كان يثبت بها . . . كما هو واضح : ضمير در « له » به تبعى و ضمير فاعلى در « يلزمه » به امر عدمى و ضمير مفعولىاش به امر وجودى و در « يثبت » به واجب تبعى و در « بها » به اصالة العدم و ضمير « هو » به اصل مثبت بودن برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
182 - تقسيم ديگر واجب چه بوده و اين تقسيم به نظر مصنّف با چه لحاظى مىباشد ؟ « 1 » ( و منها تقسيمه . . . بما يوجب ارادته )
ج : مىفرمايد : تقسيم واجب به واجب اصلى و واجب غيرى بوده و تقسيم واجب به اصلى و تبعى به لحاظ مقام واقع و مقام ثبوت مىباشد . « 2 » يعنى آمر و شارع مقدّس وقتى واجبى را با تمام خصوصيّات و مصلحت ملزمهاى كه دارد ، تصوّر كرده و به آن التفات نمايد و در نتيجهء اين التفاوت و توجّه تفصيلى به واجب ، آن را متعلّق طلب و ارادهء خود به نحو
هامش
( 1 ) - اين تقسيم چنان كه گفته شده ، مناسب بود در امر سوّم و به دنبال سه تقسيم ديگر واجب آورده مىشد و نه در امر چهارم كه مربوط به تبعيّت وجوب مقدّمه از وجوب ذى المقدّمه در اطلاق و اشتراط مىباشد .
( 2 ) - به تبع شيخ انصارى در « مطارح الانظار / 78 » .