تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
شده است . زيرا اگر گفته شود ؛ مقدّمه يعنى قطع مسافت بر صفت مطلوبيّت غيرى واقع نشده ، لازمه‌اش آن است كه وجود غايت و ذى المقدّمه قيد براى ذو الغاية باشد كه تالى فاسد دارد .

177 - تالى فاسد اينكه وجود ذى المقدّمه قيد براى مقدّمه باشد چه بوده و منشأ توهم صاحب فصول چيست ؟ ( كيف و الّا . . . فافهم و اغتنم )

ج : مىفرمايد : چگونه مىتواند وقوع مقدّمه به نحو مجرّد و منفكّ از ذى المقدّمه موجب عدم اتّصاف مقدّمه به مطلوبيّت غيرى شود درحالىكه لازمه‌اش تالى فاسد است . زيرا در اين صورت بايد گفت ؛ وجود ذى المقدّمه از قيود مقدّمه بوده و مقدّمه براى وقوع مقدّمه مىباشد به نحوى كه بين وجوب مقدّمه به نحو موصله و ايصال به ذى المقدّمه بودن با وجوب ذى المقدّمه ، ملازمه مىباشد . به بيان ديگر ؛ چنان كه قبلا گفته شد ؛ وقتى مقدّمه به قيد ايصال به ذى المقدّمه يعنى به قيد وجود پيدا كردن ذى المقدّمه ، مطلوب غيرى باشد آن‌وقت ملازمه است بين وجوب مقدّمه به قيد ايصال با وجوب ذى المقدّمه . به بيان ديگر ؛ اگر وجود ذى المقدّمه ، قيد براى مقدّمه و وجوب آن باشد ، در صورتى كه ذى المقدّمه بر مقدّمه ، مترتّب نشود ، مقدّمه در واقع ، اتيان نشده است . نتيجه آنكه ، تحقّق ذى المقدّمه و وجودش ، مقدّمه براى وقوع مقدّمه خواهد بود . و حال آنكه بطلان چنين چيزى روشن بوده و غايت يعنى ذى المقدّمه نمىتواند قيد براى مقدّمه باشد به‌گونه‌اى كه اگر ذى المقدّمه محقّق نشود گفته شود ؛ مقدّمه بر صفت وجوب غيرى واقع نشده است . بطلان قيد بودن ذى المقدّمه براى مقدّمه آن است كه ذى المقدّمه در اين صورت ، مقدّمه براى وقوع مقدّمه بر صفت وجوب بوده و به جهت مقدّمه بودن ، متّصف به وجوب غيرى مىشود . نتيجه آنكه ؛ ذى المقدّمه مثلث حجّ كه واجب نفسى بوده به لحاظ مقدّمه بودنش براى وقوع مقدّمه بر صفت وجوب ، متّصف به وجوب غيرى شده و اجتماع حكمين متماثلين بوده كه منجر به اجتماع نقيضين مىشود كه قبلا گفته شد ؛ مستحيل و محال