غيرىاش اتيان شده ولى مطلوب نفسىاش اتيان نشده است . « 1 »
جواز تصريح به نحو دوّم ، بيانگر آن است كه مقدّمهء غير موصله نيز همچون مقدّمهء موصله مطلوب بوده است .
174 - اشكال به سخن مصنّف مبنى بر اينكه تفاوت در موصله بودن و موصله نبودن مقدّمه ، موجب تفاوت در مطلوبيّت و عدم مطلوبيّت مقدّمه نبوده چيست ؟ ( ان قلت لعلّ . . . كما مرّ )
ج : مىفرمايد : مستشكل مىگويد : اينطور نيست كه عنوان موصله بودن مقدّمهء موجب فرق با موصله نبودنش نشود . شايد تفاوت اين دو مقدّمه در اينكه صحيح است يكى از اين دو مقدّمه را متّصف به موصله كرد و ديگرى را متّصف به موصله نكرد ، موجب تفاوت بين اين دو در مطلوب بودن و مطلوب نبودن شده و در نتيجه جايز باشد تصريح به مطلوب بودن مقدّمهء موصله و مطلوب نبودن مقدّمه غير موصله ، هرچند بينشان در اثر مترتّب بر مقدّمه كه تمكّن از ذى المقدمه بوده فرقى نباشد ، چنان كه گذشت .
175 - جواب مصنّف به اشكال ياد شده چيست ؟ ( قلت انّما . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : قبول داريم كه مطلوبيّت و مبغوضيّت بعضى از افعال با اختلاف عناوين ، مختلف مىشود . ولى اين معنا در مورد عناوين واقعى است و نه عناوين انتزاعى ، چنان كه در عنوان موصله و غير موصله بودن مىباشد . به عبارت ديگر ، عناوين ياد شده ، مربوط به خود مقدّمه نبوده تا موجب تفاوت در مقدّمه شود . زيرا عنوان موصله بودن ، عنوانى است كه از وجود ذى المقدّمه و ترتّب ذى المقدّمه بر مقدّمه ، انتزاع شده ، چنان كه غير موصله بودن نيز از عدم وجود ذى المقدّمه و مترتّب نشدن ذى المقدّمه بر مقدّمه ، انتزاع شده و به
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : اتيان مقدّمه نمىتواند بىفائده باشد . زيرا فائدهء مقدّمه بنا بر نظر مصنّف ، عبارت از تمكّن از ذى المقدّمه بوده كه در مقدّمه غير موصله نيز انجام شده است . آرى اگر فائدهء اتيان مقدّمه را در رابطه با حصول غرض اصلى مولى لحاظ كرد ، مىتوان گفت ؛ فائدهاى بر اتيان مقدّمه در صورت غير موصله بودن مترتّب نشده است . شايد عبارت « فافهم » مصنّف اشاره به همين معنا باشد .