تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ذى المقدّمه نداشته باشد . به بيان روشن‌تر بفرمايد : حجّ بر تو واجب است . مقدّمه موصلهء اين ذى المقدّمه نيز واجب است و نه آنكه مطلق مقدّمه حتّى مقدّمهء غير موصله . بلكه نه آنكه چنين تصريحى صحيح بوده بلكه صحّت چنين تصريحى امر ضرورى و بديهى است . ب : قبيح است اينكه مولاى حكيم تصريح كند ؛ ذى المقدّمه يعنى حجّ را از تو مىخواهم ولى هيچ‌يك از مقدّماتش اعمّ از موصله بودن و غير موصله بودن ، مطلوب من نمىباشد . چرا كه مقدّمه ، يعنى چيزى كه تحقّق ذى المقدّمه ، متوقّف برآن بوده ، حال چگونه مىتواند وقتى ذى المقدّمه مطلوب او بوده ، مقدّمه يا مقدّماتش مطلوب او نباشد . بلكه قبح چنين تصريحى بديهى بوده و تنها از مولاى غير حكيم غير ملتفت و غافل صادر مىشود . ج : قبيح است اينكه مولاى حكيم تصريح كند ؛ ذى المقدّمه يعنى حجّ را از تو مىخواهم ولى خصوص مقدّمهء موصله يعنى مقدّمه‌اى كه ذى المقدّمه برآن مترتّب مىشود را نخواسته و مطلوب من نمىباشد . قبح چنين تصريحى از قبلى ضرورى و بديهىتر است . نتيجه آنكه جواز تصريح به مطلوبيّت مقدّمهء موصله و قبح تصريح به مطلوب نبودن مطلق مقدّمه يا خصوص مقدّمهء موصله ، دليل و نشانهء آن است كه تنها ميان وجوب ذى المقدّمه با وجوب مقدّمهء موصلهء ، ملازمه بوده و بين وجوب ذى المقدّمه با وجوب مقدّمه غير موصله ملازمه نمىباشد و گرنه ، بايد تصريح به مطلوب نبودن مطلق مقدّمه و يا مطلوب نبودن خصوص مقدّمهء موصله صحيح مىبود . « 1 »
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : شكّى نيست كه تصريح به مطلوب نبودن مطلق مقدّمه يا مطلوب نبودن خصوص مقدّمهء موصله ، قبيح مىباشد . زيرا حكم عقل به ملازمه ، قطعى است . بنابراين ، مطلوب
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 334 | حسن سيد اشرفى