تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
براى تحقّق مقدّمه بر اين صفت نمىباشد . زيرا ملاك براى وجوب مقدّمه ، توقّف داشتن ذى المقدّمه بر مقدّمه بوده و قصد توصّل در اين خصوص دخالتى نداشته ، بلكه قصد توصّل از فوائد مترتّب بر مقدّمه بوده كه موجب ترتّب ثواب برآن مىشود . چرا كه اگر قصد توصّل در صحّت مقدّمه و اتيانش بر صفت وجوب ، شرط بود ، بايد در صورتهاى گذشته ، قائل به اتيان و امتثال امر واجب يعنى انقاذ غريق نشد و حال آنكه گفته شد ؛ خود شيخ اعتراف به اكتفاء اين مقدّمه داشته و آن را كافى مىداند . زيرا آن را محصّل غرض مولى كه انقاذ غريق ( انجام واجب ) بوده مىداند . « 1 »

158 - اشكال يا جواب شيخ انصارى به كلام مصنّف در اينكه فرمود ؛ خود شيخ هم اتيان مقدّمه را بدون قصد توصّل ، مجزى دانسته ، پس در وقوع مقدّمه بر صفت وجوب ، قصد توصّل شرط نبوده ، چه بوده و جواب مصنّف به اين اشكال شيخ چيست ؟ ( و لا يقاس على . . . لذلك تتمّة توضيح )

ج : مىفرمايد : شيخ « 2 » در اعتراض به اينكه اگر قصد توصّل شرط در صحّت مقدّمه و وقوع آن بر صفت وجوب بوده ، پس چرا اتيان مقدّمهء بدون قصد توصّل را مجزى دانسته و آن را كافى مىداند ، فرموده است ؛ اينكه اتيان مقدّمهء بدون قصد توصّل را كافى براى اتيان مقدّمه دانسته‌ايم ، اعمّ از آن است كه مقدّمه بر صفت وجوب هم واقع شده باشد . به عبارت ديگر ، ملاك در سقوط وجوب مقدّمه از ذمّه ، حصول غرض مولى بوده كه اين غرض با اتيان مقدّمه هرچند با فرد محرّم ، حاصل مىشود ولى اين فرد محرّم از مقدّمه ،
هامش
( 1 ) - در واقع تكرار اشكالى است كه در آخرين پرسش و پاسخ بخش قبلى نيز گذشت . خلاصه وقتى خود شيخ لازمه و تالى اين قول را قبول ندارد ، معلوم مىشود ، مقدّم نيز كه لزوم قصد توصّل براى صحّت وقوع مقدّمه بوده نيز مورد قبول نبايد باشد و باطل خواهد بود . ( 2 ) - مصنّف اصل اشكال و بيانات شيخ را نياورده و تنها اشارهء به آن نموده است . بنابراين ، توضيح اشكال شيخ در متن كتاب نمىباشد .