يكون اختيار اتيانه غرضا الخ » يعنى « فكيف يكون ترتّب الواجب على المقدّمة غرضا الخ » خلاصه آنكه ، عبارت مصنّف در بيان مقصودش ، نارسا مىباشد .
و من هنا انقدح انّ القول . . . يستلزم انكار . . . و القول الخ : مشاراليه « هنا » تقرير ياد شده بوده و ضمير در « يستلزم » به قول به مقدّمهء موصوله برگشته و كلمهء « القول » اوّلى ، اسم براى « انّ » و جملهء « يستلزم الخ » خبرش بوده و عبارت « انّ » با اسم و خبرش ، تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « انقدح » بوده و كلمهء « القول » دوّمى ، عطف بر كلمهء « انكار » كه مفعول براى « يستلزم » بوده مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
156 - آيا قصد توصّل در اتيان مقدّمه در هيچ صورتى ، معتبر نبوده و اثرى نخواهد داشت ؟ ( نعم ، انّما اعتبر . . . الفعلىّ المنجّز عليه )
ج : مىفرمايد : همانطور كه گفته شد ؛ قصد توصّل در اينكه اتيان مقدّمه بر صفت وجوب ، واقع شود هيچ تأثيرى ندارد ولى آرى ، در اينكه مقدّمه به عنوان يك امر عبادى و امتثال امر مولى ، انجام شود ، قصد توصّل ، معتبر مىباشد . زيرا قبلا نيز دانستى كه اتيان مقدّمه به عنوان امتثال امر مولى ممكن نيست مگر با امتثال امر مقدّمه و اينكه امتثال امر مقدّمه ، شروع براى امتثال امر ذى المقدّمه باشد . و چنين امتثالى نيز با قصد توصّل محقّق مىشود كه در نتيجه ، به اتيان اين مقدّمه ، ثواب عمل سختتر داده مىشود . بنابراين ، هر فعل مقدّمهاى هرچند ذاتا عمل حرام باشد ولى وقتى مقدّمه براى ذىالمقدّمهء واجب منجّزى باشد ، انجام اين مقدّمه مثل ساير واجبات توصّلى ، بر صفت وجوب و به نحو وجوب خواهد بود ، نه آنكه انجامش در وقتى كه مقدّمه براى واجب باشد ، بر همان حكم سابقش مثلا اگر حرمت بوده ، باقى باشد به جهت آنكه قصد توصّل در اتيانش نشده است .
بلكه انجام مقدّمه همچون ساير واجبات توصّلى بوده كه قصد توصّل در عبادى شدن آنها و ترتّب ثواب بر اتيانشان دخالت دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - چنان كه مثالش در ادامه خواهد آمد و آن اينكه بنا بر نظر مشهور اگر انقاذ غريق ، منحصر به