مانعى ذى المقدّمه محقّق نشود عدم تحقّق ذى المقدّمه ، كاشف از وجوب نداشتن مقدّمه باشد . « 1 » چنان كه صاحب فصول چنين زعمى دارد . « 2 »
هامش
( 1 ) - در نظر صاحب فصول نيز ، موصله بودن و شرط تحقّق ذى المقدّمه ، قيد و شرط براى واجب و نه وجوب مقدّمه مىباشد . يعنى مقدّمه در نظر صاحب فصول ، واجب مطلق است ولى تحقّق آن بر صفت وجوب ، مقيّد است به اينكه با انجام مقدّمه ، ذى المقدّمه نيز محقّق شود . بنابراين ، دخول در ملك غير به عنوان مقدّمه واجب ( انقاذ غريق ) واجب بوده و وجوبش مطلق است ، ولى براى اينكه اين دخول بر صفت واجب انجام شود ، آن است كه منجرّ به نجات غريق شود . نتيجه آنكه ؛ اگر سارق وارد شده در ملك غير ، بعد از متوجّه شدن به غريق ، اقدام به نجات او كند و او را نجات دهد ، دخولش در ملك غير بر صفت وجوب بوده و حرام نمىباشد ، هرچند در ابتداى ورودش ، قصد توصّل ذى المقدّمه يعنى قصد نجات غريق را نداشته است . چنان كه اگر با قصد نجات غريق ، وارد ملك غير شود ولى در نتيجه ، موفّق به انقاذ غريق نشود ، دخولش در ملك غير هرچند با قصد اتيان واجب ( نجات غريق ) بوده ولى بر صفت واجب نبوده و امتثال امر واجب غيرى نخواهد بود و حرام مىباشد . خلاصه آنكه اگر داخل در ملك غير شود :
الف : با قصد توصّل به ذى المقدّمه بوده و انقاذ غريق نيز محقّق شود . مقدّمه بر صفت وجوب واقع شده است .
ب : با قصد توصّل به ذو المقدّمه نبوده ولى انقاذ غريق ، محقّق شود . مقدّمه بر صفت وجوب واقع شده ولى متجرى ( نه عاصى ) در دخولش در ملك غير بوده است .
ج : با قصد توصّل به ذى المقدّمه بوده ولى انقاذ غريق نيز محقّق نشود . مقدّمه بر صفت وجوب واقع نشده ولى مكلّف در دخولش در ملك غير معذور مىباشد .
د : با قصد توصّل به ذى المقدّمه نبوده و انقاذ غريق نيز محقّق نشود . مقدّمه بر صفت وجوب واقع نشده و مكلّف در دخولش در ملك غير نيز معذور نمىباشد .
توجه شود ؛ در صورتهاى « ج و د » اقدام به انقاذ غريق شده ولى انقاذ ، محقّق نشده است .
( 2 ) - « الفصول الغرويّة / 81 - 86 » چنان كه امام خمينى در « مناهج الوصول 1 / 394 - 401 » و محقّق خويى در « المحاضرات 2 / 413 - 424 » قائل به آن مىباشند .