مىگويد ؛ اين اعمال با داعى و انگيزهء امتثال امر اوّلشان و به نحو عبادى اتيان شوند .
بنابراين ، « 1 » قربى و عبادى بودن اين طهارات از ناحيهء تعدّد امر بوده و نه از ناحيهء امر اوّل كه امر غيرى اين طهارات بوده تا اشكال شود كه امر غيرى موجب عبادى و قربى شدن عمل نمىشود .
149 - نظر مصنّف نسبت به راه حلّ ارائهشده از طريق وجود دو امر و متمّم جعل چيست ؟ ( فلا يكاد يجدى . . . سابقا فتذكّر )
ج : مىفرمايد : دو اشكال بر اين راه حلّ وارد است :
الف : طهارات سهگانهاى كه مقدّمه براى غاياتشان مىباشند ، عبارت از ذات عمل و پيكرهء اين طهارات نبوده تا امر غيرى به آنها تعلّق بگيرد تا امر دوّم ارشاد به اتيان آنها به قصد امتثال امر اوّلشان و به نحو عبادى باشد . به بيان ديگر ، امر غيرى يعنى امر مقدّمى به ذات و پيكرهء طهارات ، مثل امر مقدّمى به ذات و پيكرهء وضوء بدون قصد قربت وجود ندارد تا امر دوّم بگويد ؛ اين پيكره را با قصد قربت انجام بده . زيرا گفته شد ؛ قربى بودن طهارات ، امرى مفروغ عنه و ثابت شده بوده و طهارات سهگانه به نحو عبادى و قربى بودن ، مقدّمه براى غايات قرار داده شدهاند . بنابراين ، امر مقدّمى به ذات و پيكرهء اين اعمال از كجا به آنها تعلّق گرفته تا امر دوّمى بگويد اين ذات و پيكره با قصد امتثال امر اوّل آنها و به نحو عبادى اتيان شود ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) - مثلا امر دوّم بفرمايد : « افعل وضوءك به قصد امتثال امره الاوّل » و يا « اجعل تيمّمك به قصد امتثال امره الاوّل » .
( 2 ) - به عبارت ديگر ؛ همهء اين اشكالات از آنجا بوده كه عبادى بودن اين مقدّمات يعنى طهارات سهگانه در شرع مقدّس ، مسلّم و مورد اتّفاق مىباشد . بنابراين ، اعمالى به عنوان پيكره و ذات وضوء ، غسل و تيمّم ، مقدّمه براى نماز ، روزه و غيره قرار نگرفته تا امر مقدّمى مثلا امر در« فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ