اشكال دوّم : اگر اين جواب را بپذيريم ، ولى اين جواب تنها اشكال قصد قربت و عباديّت طهارات ثلاث را حلّ كرده و بيانگر آن است كه قصد قربت در طهارات و عبادت بودنشان به خاطر امر غيرى آنها نبوده ، بلكه به خاطر عنوان واقعى معتبر در آنها مىباشد ولى اشكال ترتّب ثواب بر آنها را دفع نمىكند . « 1 »
146 - راه حلّ دوّمى كه براى اشكال لزوم قصد قربت در طهارتهاى سهگانه ارائه شده چيست ؟ ( و ثانيهما ما محصّله . . . ايضا به قصد الاطاعة )
ج : مىفرمايد : خلاصهء راه حلّ دوّم كه شيخ « 2 » آن را ارائه كردهاند ، آن است كه لزوم قصد قربت در طهارات ثلاث به خاطر امر غيرى و از ناحيهء امر غيرى نبوده ، بلكه به خاطر آن است كه غرض تعلّق گرفته به امر نفسى غايات طهارات ثلاث ، با انجام طهارات غير عبادى و بدون قصد قربت ، حاصل نمىشود . يعنى همانطور كه اتيان غايات مثل اتيان نماز ، روزه و همهء واجباتى كه متوقّف بر طهارات ثلاث بوده ، اتيان خود اين غايات بايد با قصد قربت باشد تا غرض از امر آنها حاصل شود ، از بين مقدّمات آنها نيز طهارات ثلاث بايد مثل اتيان خود غايات با قصد قربت اتيان شوند تا غرض از غايات نيز حاصل شود .
هامش
عبارت از قصد امر غايى بوده و قصد امر وصفى ، كافى نبوده و وضوء با قصد امر وصفى مثل آنكه گفته شود : « وضوى واجب را مىگيرم براى خنك شدن » باطل است .
( 1 ) - زيرا اگر گفته شود ؛ ثواب ، مترتّب بر ذى المقدّمه يعنى بر غايات بوده كه آنوقت ، نيازى به عبادت بودن اين طهارات نيست بلكه با قصد امر توصّلى نيز بايد محقّق شوند . حال آنكه ظاهر ، بلكه صريح ادلّهء طهارات ثلاث ، دلالت بر ترتّب ثواب بر خود آنها داشته و شكّى در عبادت بودن آنها نيست . حال كه ثواب ، مترتّب بر خودشان بوده ، از طرفى امر تعلّق گرفته به آنها نيز امر غيرى مىباشد ، چگونه امر غيرى موجب ترتّب ثواب خواهد شد . دقّت شود ؛ اين جواب براى دفع اين اشكال بود كه گفته شد ؛ قصد امر غيرى در طهارات ثلاث نيز كفايت مىكند . البتّه مصنّف همين اشكال را بر راه حلّ دوّم شيخ نيز وارد كرده است كه مرحوم محقّق مشكينى آن را جواب داده است كه در ادامه خواهد آمد .
( 2 ) - « مطارح الانظار / 71 ، تنبيه 12 از تنبيهات الهداية ، قول در وجوب مقدّمهء واجب » .