تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
هامش
نيّت استحباب و « قربة الى اللّه » طهارات را مثلا وضوء را انجام داد و اگر با آمدن امر غيرى ، امر نفسى و استحبابى از بين مىرود و امر غيرى است كه داعى براى انجام اين طهارات بوده كه فقط بايد با قصد امتثال امر غيرى انجام شوند . مصنّف مىفرمايد : با آمدن امر غيرى ، امر استحبابى نيز وجود داشته و در واقع ، امر غيرى مرحلهء شديدتر از طلب به اين طهارات مىباشد . يعنى طهارات سه‌گانه قبل از تعلّق امر غيرى ، عبادت و مستحبّ بوده و طلب در مرحلهء ضعيف يعنى رجحان عمل با جواز ترك داشته‌اند ، امر غيرى كه بعدا مىآيد ، همان طلب ضعيف استحبابى به طلب شديدتر يعنى رجحان عمل با عدم جواز ترك آن تبديل مىشود . به بيان ديگر ، امر غيرى ، دعوت به همان طلب يعنى استحباب در مرحلهء شديدتر مىكند . بنابراين ، هم مىتوان وضوء را به قصد قربت تنها حتّى بعد از داخل شدن وقت براى نماز انجام داد و هم مىتوان به قصد امتثال امر غيرى انجام داد . زيرا امر غيرى ، داعى به همان استحباب و طلب در مرحلهء شديدتر مىباشد . چنان كه مىتوان وضوء را براى غير نماز مثلا به قصد استحباب به هنگام خواب و يا در طول روز انجام داد . زيرا در « نهاية الايصال 3 / 593 تا 597 » در پاورقى مربوط به پرسش و پاسخ بحث مقدّمهء عبادى توضيح داده شد كه استحباب يعنى مرتبهء ضعيف طلب با آمدن امر غيرى يعنى مرحلهء شديدتر طلب ، از بين نرفته بلكه شديدتر مىشود . بنابراين ، وقتى وضوء را براى غير نماز و ساير غايات ، بخواهيم انجام دهيم ، همان طلب ضعيف قبلى يعنى استحباب ناشى از امر نفسى مستحبّى به جاى خودش باقى است . ولى بايد گفت : اين اشكال و جواب با توجه به دو مبنا خواهد بود يعنى قائل به وجود امر مولوى به مقدّمات يعنى قائل به وجوب مقدّمه شد و نيز ملاك در عبادى بودن عبادت را قصد امر متعلّق به آن دانست و نه حسن ذاتى و محبوبيّت ذاتى داشتن آن عمل و عبادت براى مولى . علاوه آنكه : جواب داده شده با قبول اين دو مبنا نيز متوقّف بر اين است كه ثابت شود امر نفسى مستحبّى تعلّق گرفته به اين طهارات ، سابق و مقدّم بر امر غيرى تعلّق گرفته به آنها مىباشد . حال آنكه امر غيرى تعلّق گرفته به آنها در قرآن بيان شده است ، همچون آيه وضوء و تيمم در « مائده / 6 و 7 » و امر نفسى مستحبى تعلّق گرفته به آنها ، رواياتى است كه از معصومين عليهم السّلام وارد شده و روشن
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 270 | حسن سيد اشرفى