تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
مقدّمى داشتن براى غاياتشان مثل نماز ، روزه ، طواف ، مسّ قرآن و غيره ، استحباب نفسى يعنى امر نفسى نيز دارند . « 1 » و تحقّق غايات اين طهارات سه‌گانه نيز متوقّف بر طهارتهاى سه‌گانه‌اى است كه مستحبّ نفسى و عبادى بوده و نه مطلق طهارات ، و قهرا اگر اين طهارات را با قصد قربت ، اتيان نكرد ، مقدّمه‌اى را كه شرط در صحّت غايات بوده ، امتثال نكرده و مقدّمه واقع نشده است . بنابراين ، قصد قربت در اين طهارات به خاطر آن است كه با قطع نظر از واجب غيرى بودن ، اين‌ها امورى عبادى و مستحبّ نفسى مىباشند . نه آنكه قصد قربت به واسطهء واجب غيرى بودنشان باشد . « 2 »
هامش
هايى از آن بسنده مىشود . در « الفقيه 1 / 41 / ح 81 » آمده است : « انّ الوضوء على الوضوء نور على نور ، و من جدّد وضوءه من غير حدث آخر جدّد اللّه عزّ و جلّ توبته من غير استغفار » يا در « وسائل الشّيعة 1 / 265 / ح 10 » آمده است : « الوضوء بعد الطّهور عشر حسنات ، فتطهّروا » و با در « وسائل الشّيعة 1 / 265 / ح 1 ، باب 9 ، باب استحباب النّوم على طهارة و لو على تيمّم » آمده است : « من تطهّر ثمّ أوى الى فراشه بات و فراشه كمسجده ، فان ذكر انّه ليس على وضوء ، فتيمّم من دثاره كائنا ما كان لم يزل فى صلاة ما ذكر اللّه » . ( 1 ) - بنابراين ، اشكال ترتّب ثواب و موجب قرب بودن مرتفع مىشود . زيرا وقتى طهارات سه‌گانه ، امورى مستحبّى نفسى بوده و عبادت باشند ، امتثال امر مستحبّ نفسى ، امتثال امر مولى بوده و استحقاق ثواب داشته و موجب قرب به خداوند مىشود . آرى اگر ترتّب ثواب و مقرّب بودنشان به لحاظ واجب غيرى بودنشان بود ، جاى اشكال داشت كه گفته شود ؛ امر غيرى موجب قرب و بعد نبوده و امتثال آن ، موجب استحقاق ثواب نمىشود . ( 2 ) - يعنى ذات طهارات يعنى طهارات به نحو مطلق ، مقدّمه براى غاياتشان نيستند ، بلكه وضوء ، غسل و تيمّم با قصد قربت و عبادت بودنشان ، مقدّمه براى نماز ، روزه و غيره بوده كه اين قصد قربت و عبادت بودنشان نيز ناشى از امر مستحبّى تعلّق گرفته به آنها مىباشد و نه آنكه ناشى از امر غيرى تعلّق گرفته به آنها باشد تا اشكال شود ؛ امر غيرى موجب عبادى بودن واجب نمىشود تا قصد قربت در آن معتبر باشد .