تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
منافعى است كه مترتّب برآن مىشود . « 1 » همچون بيشتر واجبات عبادى و توصّلى . « 2 »

124 - اشكال مصنّف به تعريف ياد شده براى واجب نفسى و غيرى چيست ؟ ( و هذا و لكنّه . . . الى ايجاب ذى الفائدة )

ج : مىفرمايد : اگر اكثر واجبات نفسى ، وجوبشان به خاطر مصالح و منافعى باشد كه مترتّب بر آنها مىشود . همهء اين واجبات در واقع واجب غيرى خواهند بود . « 3 » چرا كه اگر اين آثار و منافع براى آن لازم نبود آن‌وقت انگيزه‌اى براى وجوب اين واجبات نمىبود . « 4 »

125 - در تأييد و كمك به شيخ رحمه اللّه در تعريف واجب نفسى در قسم دوّمش چه مىتوان گفت ؟ ( فان قلت نعم . . . يتعلّق بها الايجاب )

ج : مىفرمايد : ممكن است در كمك به شيخ رحمه اللّه گفته شود اگرچه وجود اين آثار و منافع ، مطلوب و محبوب است ولى اين خواصّى كه مترتّب بر افعال مىباشد در تحت قدرت مكلّف نبوده و مطلوب و مأمور به ، عبارت از اين آثار نيست بلكه آنچه كه مطلوب امر مولى و غرض مولى از ايجاب آن بوده ، عبارت از خود اعمال و افعال يعنى نماز ، روزه و مانند آن
هامش
( 1 ) - مثل نماز كه اگرچه واجب بودنش به خاطر توصّل به واجب ديگرى نيست ولى غرض و انگيزهء از وجوب آن ، عبارت از آثارى است كه مترتّب برآن است . مثل قربان كلّ تقى بودن يا معراج مؤمن بودن . ( 2 ) - واجبات عبادى مثل نماز ، روزه ، حجّ و مانند آن و توصلى مثل ازالهء نجاست از لباس يا از مسجد و قبلا گذشت كه در واجبات عبادى قصد قربت شرط بوده و در واجبات توصّلى قصد قربت شرط نمىباشد . ( 3 ) - اشكال مصنّف به قسم دوّم از واجبات نفسى است كه انگيزهء واجب كردنشان ، عبارت از منافع و آثار مترتّب برآن مىباشد . يعنى وجوب اين واجبات به خاطر اين منافع مىباشد . ( 4 ) - مثلا اگر خواصّ مترتّب بر نماز كه عبارت از قربان كلّ تقى يا معراج مؤمن بودن نبود نماز واجب نمىشد .