برمىگردد .
كما ربّما تقتضى التّعيين الخ : ضمير در « تقتضى » به مقدّمات حكمت برمىگردد .
و ترجيح عموم العامّ الخ : اين جمله ، جواب سؤال مقدّر است به اينكه پس چرا گفته مىشود كه عموم عام ، و اطلاق شمولى ، مقدّم بر اطلاق مطلق است .
انّما هو الخ : ضمير « هو » به ترجيح برمىگردد .
دلالته بالوضع : ضمير در « دلالته » به عامّ برمىگردد .
لا لكونه الخ : ضمير در « لكونه » به عامّ برمىگردد .
فانّه بالحكمة : ضمير در « فانّه » به مطلق برگشته و مقصود از « بالحكمة » مقدّمات حكمت مىباشد .
اظهر منه : ضمير در « منه » به مطلق برمىگردد .
فيقدّم عليه : ضمير نايب فاعلى در « يقدّم » به عامّ و ضمير در « عليه » به مطلق برمىگردد .
انّهما فى ذلك على العكس : ضمير در « انّهما » به عامّ و مطلق برگشته و مشار اليه « ذلك » شمولى و بدلى بودن مىباشد .
فكان عامّ بالوضع دلّ الخ : كلمهء « عامّ » اسم « كان » ، جار و مجرور « بالوضع » به اعتبار « ثابت » صفت براى « عامّ » و جملهء « دلّ الخ » كه ضمير در آن به « عامّ » برگشته ، خبر براى « كان » بوده و اين عبارت نيز تفسير و بيان « على العكس » مىباشد .
و مطلق باطلاقه : كلمهء « مطلق » عطف به « عامّ » بوده و ضمير در « اطلاقه » به مطلق برمىگردد .
لكان العامّ يقدّم بلا كلام : كلمهء « العامّ » اسم براى « كان » و ضمير در « يقدّم » كه خبر براى « كان » بوده به « عامّ » برگشته و اين عبارت ، جواب براى « لو » در « لو فرض الخ » مىباشد .
و امّا فى الثانى : يعنى « و امّا الاشكال فى الثّانى » و مقصود از « الثّانى » وجه دوّم شيخ در « مطارح الانظار » در رجحان رجوع قيد به مادّه در دوران امر بين رجوع قيد به مادّه يا هيئت مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٠٨