108 - اگر گفته شود اين توجيهات براى موارد وارد شده در شرع وقتى است كه از طريق ان كشف شود كه وجوب واجب از قبل ، حالى بوده و وجود دارد ولى اگر فرض شود كه علم به سبق اين وجوب نيست آنوقت وجوب اين موارد چگونه توجيه خواهد شد ؟ « 1 » ( و لو فرض . . . فلا محذور اصلا )
ج : مىفرمايد : در اين صورت ديگر محال است كه وجوب اتيان اين مقدّمات را از باب وجوب غيرى دانست . بنابراين ، اگر دليل گفت كه اتيان اين امور مثل اغسال ليليّهء ياد شده قبل از طلوع فجر و يا حفظ آب وضوء قبل از فرا رسيدن وقت نماز ، واجب است بايد گفت وجوب اين امور ، واجب نفسى است و نه وجوب غيرى . يعنى اين امور واجبات نفسى هستند كه مكلّف را آماده و مستعدّ براى انجام واجبات نفسى ديگر مىكند . بنابراين ، در اين صورت نيز محذورى در وجوب اتيان اين امور در شرع مقدس نخواهد بود . « 2 »
هامش
براى رهايى از اين اشكال به توجيهات ياد شده دست يازيدهاند . ولى قبلا هم گفته شد كه اصلا قياس رابطهء قيود و شرايط واجب با علّت و معلول عقلى صحيح نيست و گرنه راه تفصّى نيست .
چرا كه بنابراين قاعده ، انفكاك معلول از علّت نيز صحيح نمىباشد و حال آنكه در همهء اين موارد ، انفكاك و تأخّر زمانى تحقّق واجب از مقدّمه وجود دارد .
( 1 ) - مثلا كسى بگويد : ادلّه دلالت دارد بر اينكه تا قبل از طلوع فجر ، صوم بر مستحاضه و جنب واجب نيست تا وجوب اين مقدّمات كاشف از وجوب واجب قبل از فرا رسيدن شرط ( زمان ) باشد . در اين صورت ، چگونه مىتوان قائل به وجوب اتيان اين مقدّمات قبل از وجوب ذى المقدّمه شد ؟ چرا كه محذور عقلى تقدّم معلول بر علّت لازم مىآيد .
( 2 ) - يعنى اگر علم به عدم تكليف و وجوب صوم بر مستحاضه و جنب قبل از طلوع فجر داشته باشيم و از طرفى روايات بگويند ؛ غسل قبل از طلوع فجر براى صوم فرداى مستحاضه و جنب واجب است بايد براى رهايى از اشكال ياد شده گفت : وجوب اين امور ديگر از باب وجوب مقدّمى و غيرى نيست تا رابطه علّى و معلولى بين آنها بوده و اشكال ياد شده را در پى داشته باشد . بلكه وجوب اتيان غسل قبل