تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

106 - در نظر مصنّف با توجه به بيان ايشان در لزوم اتيان مقدّمهء وجوديّهء واجب قبل از زمان واجب حتّى در واجب مشروط به شرط متأخّر معلوم الوجود چه چيزى روشن مىشود ؟ ( فانقدح بذلك انّه لا ينحصر . . . فى المشروط )

ج : مىفرمايد : روشن مىشود كه خلاصى از اشكال وارده بر لزوم اتيان مقدّمه قبل از زمان واجب ، منحصر « 1 » در توسل جستن به تأسيس واجب معلّق « 2 » يا شرط را از قيود مادّه در واجب مشروط قرار دادن نيست . « 3 » بلكه مىتوان با قول به واجب مشروط به شرط متأخّر معلوم الوجود نيز قائل به وجوب مقدّمات وجوديه واجب شد . « 4 »
هامش
از زمان واجب نشويم ولى باز از نظر عقل اتيان مقدّمه لازم است . مثلا عقل مىگويد تا نصب سلّم نشود نمىتوان اتيان واجب يعنى صعود على السطح كرد . بنابراين ، عقلا بايد مقدّمات هر واجبى را قبل از زمان واجب ، اتيان نمود تا بتوان واجب را نيز اتيان كرد . ( 1 ) - يعنى انحصار را نفى مىكند و نه آنكه بيان صاحب فصول را در تأسيس واجب معلّق قبول نداشته باشد البتّه نظر شيخ را در رجوع قيد به مادّه از مبنا قبول ندارد . ( 2 ) - چنان كه صاحب فصول براى جواب از اشكال مشهور اقدام به تأسيس واجب معلّق نموده و فرموده‌اند ؛ در اينجا وجوب ، حالى و واجب ، استقبالى است و چون وجوب واجب ، حالى بوده بنابراين ، وجوب از وجوب ذى المقدّمه ترشح به مقدّمه كرده و مقدّمه نيز وجوب حالى خواهد داشت . ( 3 ) - مثل شيخ رحمه اللّه كه قيودات و از جمله قيد زمان را از قيود مادّه دانسته تا در جواب اشكال مشهور بگويد : هيئت وجوب ، مطلق بوده و وجوب ، حالى است . بنابراين ، وجوب مقدّمه هم ناشى از وجوب ذى المقدّمه بوده و تقدّم معلول بر علّت لازم نمىآيد . چرا كه وجوب مقدّمه ناشى از وجوب حالى ذى المقدّمه مىباشد . ( 4 ) - يعنى بگوييم قيد ، قيد وجوب است و نه واجب ولى به نحو شرط متأخّر معلوم الوجود در نتيجه با آنكه قيد ، قيد وجوب مىباشد ولى وجوب ذى المقدمه ، فعلى خواهد بود . شرط متأخّر معلوم الوجود نيز يعنى وقتى مكلّف مىداند كه پس از رسيدن وقت داراى شرايط تكليف بوده و تكليف بر او فعلى مىشود و ممكن است در آن زمان قادر به انجام شرط نباشد بنابراين ، مقدّمات واجب نيز واجب مىباشد .