تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ج : مىفرمايد : فرقى بين واجب مشروط به شرط متأخّر مفروض الوجود با واجب معلّق از جهت واجب بودن مقدّمات وجوديّه نمىباشد . فرقشان در اين بوده كه وجوب در واجب مشروط ، مرتبط به شرط بوده و حالى بودن وجوب نيز وقتى است كه شرط به نحو شرط متأخّر و مفروض الوجود باشد تا تحصيل مقدّمات وجوديّه‌اش نيز بنا بر قول به ملازمه ، واجب باشد . ولى در واجب معلّق ، اصل وجوب ، مرتبط به قيد و شرط نبوده و از اوّل ، حالى است . بلكه آنچه كه مرتبط با شرط بوده ، عبارت از واجب مىباشد كه استقبالى بوده و تحقّق آن ، مشروط به حصول شرط مىباشد .

100 - از لابلاى سخنان مصنّف در خصوص واجب معلّق و مشروط ، مناط و ملاك فعليّت وجوب مقدّمات وجوديّهء واجب بنا بر قول به ملازمه چيست ؟ ( تنبيه قد انقدح . . . او معلّقا )

ج : مىفرمايد : « 1 » از لابلاى آنچه كه در خصوص واجب معلّق و واجب مشروط بيان كرديم ،
هامش
( 1 ) - همان‌طور كه گفته شد : از آنجا كه فقها در مواردى فتوا داده‌اند به وجوب مقدّمات وجوديّهء واجباتى كه وجوبشان فعليّت پيدا نكرده مثل فتوا به وجوب اغسال ليليّهء زن مستحاضه براى صحّت صوم فردايش و يا وجوب غسل جنابت فرد جنب قبل از طلوع فجر براى صحّت صوم فردايش با آنكه قبل از طلوع فجر هنوز صومى واجب نشده كه مقدّمات آن واجب باشد . « محقّق در شرايع 1 / 197 و ابن ادريس در السّرائر 1 / 407 » يا فتوا به وجوب حفظ آب قبل از فرا رسيدن وقت صلاة براى كسى كه بعد از وقت ، متمكّن از آب براى وضوء نباشد « سيّد در عروة الوثقى » و حال آنكه قبل از وقت اصلا وجوبى نيست تا مقدّمات آن واجب باشد . يا فتوا به وجوب مقدّمات انجام مراسم حجّ مثل تهيّهء بليط ، گذرنامه و يا طىّ طريق و حال آنكه تا قبل از رسيدن موسم حجّ ، واجب به نحو حالى نشده بلكه استقبالى است . پس چگونه مقدّمات آن واجب مىباشد ؟ اشكالى كه در اين موارد به ذهن آمده ، آن است كه در اينجا تقدّم معلول بر علّت شده است . يعنى مقدّمه‌اى كه وجوبش بايد تابع وجوب ذى المقدّمه باشد قبل از وجوب ذى المقدّمه واجب شده است . صاحب فصول براى اين اشكال به تأسيس واجب معلّق پرداخته و فرموده‌اند بعضى از واجبات هرچند واجب در آنها استقبالى بوده ولى وجوب در آنها حالى