101 - آيا مقدّمات وجوديّهء واجب در همهء واجباتى كه وجود ذى المقدّمه در آنها فعلى بوده واجب مىباشند يا استثناء دارد ؟ در صورت داشتن استثناء ، موارد استثناء كدام است ؟ ( فيما اذا لم يكن . . . موردا للتّكليف )
ج : مىفرمايد : اينكه گفته شد در واجب مشروطى كه شرط به نحو شرط متأخّر مفروض الوجود اخذ شده باشد و در واجب منجّز و واجب معلّق ، به دليل حالى بودن وجوب ذى المقدّمه ، مقدّمات وجوديّهاشان نيز واجب و حالى مىباشد ، در سه مورد استثناء دارد . « 1 »
الف : شرط و مقدّمات وجوديّه علاوه بر مقدّمهء وجوديّه ، مقدّمه وجوبيّه نيز باشند . « 2 »
ب : شرط به نحوى در واجب اخذ شود كه مستحيل باشد مورد تكليف بوده و وجوب داشته باشد . مثل آنكه شرط ، به نحو شرط و قيد موضوع اخذ شده باشد . مثل عنوان مسافر ، حاضر ، مستطيع و غيره . « 3 »
ج : يا شرط و قيد واجب به نحو مفروض الحصول و الوقوع از طرف مولى لحاظ شده باشد . « 4 » اعمّ از اينكه حصول آن با اختيار مكلّف يا بدون اختيار او باشد .
هامش
( 1 ) - يعنى مقدّمات وجوديّه ، وجوب فعلى نداشته و تحصيل آنها واجب نيست .
( 2 ) - مثل استطاعت كه علاوه بر مقدّمهء وجوديّه ، مقدّمهء وجوبيّه نيز مىباشد . چنان كه قبل از استطاعت بنا بر قول مشهور اصلا وجوبى نيست تا مقدّمات آن نيز واجب باشد .
البتّه بنا بر نظر شيخ رحمه اللّه كه همه قيود به مادّه مىخورد ، در اينجا نيز وجوب ، حالى است ولى باز تحصيل استطاعت واجب نيست به دليل اينكه مولى ، قيد استطاعت را مفروض الوجود دانسته است . يعنى مولى فرموده است اگر اين قيد اتّفاقا موجود شد بايد حجّ را انجام داد .
( 3 ) - مثل آنكه گفته شود : « يجب القصر على المسافر » يا « يجب الاتمام على الحاضر » يا « يجب الحجّ على المستطيع » در اينجا سفر كه مقدّمهء وجوديّهء قصر در نماز بوده اخذ در عنوان موضوع شده است . يا حضر كه مقدّمه وجوديّهء اتمام نماز بوده ، اخذ در عنوان موضوع شده است . و نيز استطاعت كه مقدّمهء وجوديّهء حجّ بوده ، اخذ در عنوان موضوع شده است .
( 4 ) - مثل استطاعت كه قيد براى وجوب حجّ بوده ولى قيديّت آن را مولى به نحو مفروض الوجود و