102 - چرا در مواردى كه قيد ( مقدّمهء وجوديّه ) مقدّمه وجوب هم باشد يا اخذ در عنوان موضوع شده باشد يا از قيود مفروض الحصول و الوقوع باشد ، تحصيل اين قيد و مقدّمهء وجوديّه ، واجب نمىباشد ؟ ( ضرورة انّه . . . تعلّقه به فافهم )
مىفرمايد : زيرا در موردى كه الف : قيد علاوه بر قيد وجود ، قيد وجوب نيز باشد ضرورى است كه قبل از حصول قيد و شرط ، اصلا وجوبى نبوده تا مقدّمه آن واجب باشد . بعد از حصول شرط نيز قول به وجوب آن ، تحصيل حاصل است . « 1 »
ب : در موردى كه اخذ در عنوان موضوع شده باشد نيز مانند قبل است . يعنى تا حصول عنوان نشود ، وجوبى نبوده و واجبى نيست تا مقدّمهء آن واجب باشد و بعد از حصول عنوان نيز قول به وجوب مقدّمه ، تحصيل حاصل و لغو است . « 2 »
ج : در جايى كه به نحو شرط و قيد مفروض الوجود لحاظ شده باشد نيز مانند قبلى است .
هامش
الحصول لحاظ نموده است . يعنى مولى فرمودهاند اگر اتّفاقا اين قيد موجود شد بايد اين عمل را انجام دهى .
( 1 ) - مثل استطاعت براى وجوب حجّ كه قبل از حصول استطاعت بنا بر قول مشهور ، اصلا وجوبى نيست تا مقدّمهء وجوديّهاش كه استطاعت بوده واجب باشد . بعد از استطاعت كه وجوب ، فعلى مىشود نيز قول به وجوب استطاعت ، لغو و تحصيل حاصل مىباشد . چرا كه استطاعت حاصل شده و وجود دارد . البتّه ممكن است گفته شود كه بنا بر نظر شيخ كه همهء قيود را ارجاع به مادّه مىدهد و قائل است وجوب در همه جا فعلى است در اينجا نيز وجوب فعليّت دارد و اين توجيه و دليل بنا بر قول مشهور صحيح است كه قيود را راجع به هيئت مىدانند . مصنّف در بخش سوّم مىگويد مقدّمه در اين موارد نيز بنا بر نظر شيخ ، وجوب فعلى نداشته و تحصيل آن واجب نيست .
( 2 ) - چرا كه سفر ، حضر و استطاعت كه شرط و قيد وجوب قصر نماز ، وجوب اتمام نماز و وجوب حجّ بوده اخذ در عنوان موضوع شده است . در نتيجه تا سفر ، حضر و استطاعت نباشد ، وجوب قصر ، وجوب اتمام و وجوب حجّى نيست تا مقدّمات وجوديّهء آنها يعنى سفر ، حضر و استطاعت واجب باشد و بعد از تحقّق سفر ، حضر و استطاعت نيز قول به وجوب آنها تحصيل حاصل است . چرا كه اين قيود محقّق شدهاند .