تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
الف : مراد ، عبارت از امرى باشد كه الآن هيچ احتياجى به مئونه و مقدّمات ندارد . قهرا در اينجا حركت عضلات نيست . « 1 » ب : مراد ، عبارت از امرى بوده كه چه فعلى باشد يا استقبالى ولى نياز به تهيّهء مقدّمات و مئونه داشته قهرا در اينجا نياز به حركت عضلات براى تهيهء مقدّمات انجام آن مراد فعلى يا استقبالى مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - مثل آنكه شوق مؤكّد دارد كه فردا به سفر برود و حتى از اين شوق ، شب خوابش نمىبرد ولى در عين حال هيچ مقدّمه و مئونه‌اى براى اين سفر وجود ندارد . واضح است كه در اينجا اراده و شوق مؤكّد وجود دارد ولى حركت عضلات در حال حاضر براى مراد نيست . ( 2 ) - مثل آنكه شوق مؤكّد دارد كه الآن به سفر برود يا ده روز ديگر به سفر برود . در اينجا در موردى كه مراد هم فعلى بوده ، بلافاصله حركت عضلات بوده و بلند شده به سفر مىرود . در قسم دوّم كه مراد ، امرى استقبالى بوده ولى نيازمند تهيّهء مقدّمات واجب خواهد بود تا به هنگام فرارسيدن زمان انجام واجب بتواند آن را انجام دهد ، در اينجا نيز قطعا اراده يعنى شوق مؤكّد و تحريك عضلات وجود دارد ولى به طرف انجام مقدّمات مثل تهيّه بليط ، گرفتن گذرنامه و غيره .