تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
دليل واضح بودن ، اينكه تحمّل سختيها در تحصيل مقدّمات در مواردى كه مقصود ، بعيد المسافت و كثير المئونه بوده به جهت آن است كه ارادهء شخص مريد به آن مقصود تعلّق گرفته و اينكه ممكن نيست چيزى وادار كند شخص مريد را به تحمّل اين سختيها مگر اينكه او ارادهء مقصود بعيد المسافت و كثير المئونه را داشته است . « 1 »

87 - اگر انفكاك ارادهء تكوينيّه از مراد ممكن بوده پس چرا مستشكل چنين اشكال و اشتباهى كرده كه انفكاك ممكن نمىباشد ؟ ( و لعلّ الّذى . . . ممّا لا يكاد )

ج : مىفرمايد : شايد چيزى كه اين بعض اهل نظر را در اشتباه انداخته ، آن چيزى است كه از تعريف اراده به گوشش رسيده « 2 » مبنى بر اينكه اراده ، عبارت از شوق مؤكّدى است كه محرّك عضلات به طرف مراد مىباشد به‌همين‌جهت توهّم كرده كه بنابراين ، تحريك عضلات به طرف مرادى كه متأخّر و استقبالى بوده امرى غير ممكن خواهد بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - مثلا شخصى كه در نظر دارد چند ماه ديگر سفرى دراز مدت به جايى داشته باشد از الآن به تهيّهء مقدمات اين سفر مثل تهيه پول ، ارز ، گرفتن پاسپورت ، خريد وسائل مورد نياز و غيره مىكند . حال ، سؤال اين است ؛ تحمّل اين سختيها و پرداختن به اين مقدّمات در حال حاضر به چه دليل است ؟ آيا غير از اين است كه ارادهء او تعلّق گرفته به يك مقصود و ذىالمقدّمه‌اى كه امرى متأخّر و استقبالى بوده و به‌همين‌جهت الآن به تهيّه مقدّمات آن اقدام مىكند ؟ ( 2 ) - اين عبارت « ما قرع سمعه » نيز يك نحو تحقير علمى و مؤدّبانهء بعض اهل نظر بوده و معناى اين عبارت آن است كه مستشكل يك مطلبى به گوشش خورده ولى خوب آن را نفهميده است . ( 3 ) - يعنى اراده ، شوق مؤكّدى است كه در نفس و باطن انسان نسبت به يك امرى حاصل مىشود كه باعث مىشود عضلات او مثل دست و پا و فكر و ذهن او به طرف آن امر و مقصود به حركت درآيد . بر همين اساس نهاوندى توهّم كرده وقتى اراده ، چنين شوق مؤكّدى است كه محرّك عضلات بوده نمىتواند به يك امر استقبالى تعلّق بگيرد . چرا كه نسبت به امر استقبالى كه در حال حاضر تحريك عضلات وجود ندارد . در نتيجه گفته است چون اراده تكوينى به امر استقبالى تعلّق نمىگيرد ، اراده