تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

89 - مصنّف در ادامه نسبت به تعريف اراده به شوق مؤكّدى كه محرّك عضلات بوده و موجب اشتباه بعض اهل نظر شده چه بيانى دارند ؟ ( بل مرادهم . . . فعلا تحريك )

ج : مىفرمايد : بلكه بايد گفت : مراد علما از اين وصف يعنى شوق مؤكّدى كه محرّك عضلات بوده در تعريف اراده ، براى بيان مرتبهء شوقى است كه اين مرتبه از شوق را اراده گويند و هرچند در اين مرتبه از شوق در حال حاضر تحريك عضله‌اى نباشد . « 1 »

90 - چگونه است كه اراده يعنى شوق مؤكّد باشد ولى حركت عضلات باشد يا نباشد ؟ ( لكون المراد . . . محتاج الى ذلك )

ج : مىفرمايد : براى آنكه مراد و آن چيزى كه كمال اشتياق را مريد در انجام آن داشته ، امر استقبالى باشد ولى اين مراد و امر استقبالى دو حالت دارد :
هامش
فقط نسبت به مرادى بوده كه داراى مئونه نباشد . خلاصه آنكه ثابت شد كه ارادهء تكوينيّه همان‌طور كه به امر حالى تعلّق مىگيرد به امر استقبالى نيز تعلّق مىگيرد و بعد و منعى در واجب معلّق كه تعلّق ارادهء انشائيّه به واجب استقبالى بوده وجود ندارد . ( 1 ) - يعنى اصلا در اراده نياز به حركت عضلات نيست . بلكه بيان محرّك بودن عضلات براى بيان مرتبهء شوق اكيدى است كه به آن اراده گويند . يعنى براى خروج اين معناست كه شوق ضعيف را اراده نگويند . به عبارت ديگر ، تعريف اراده به شوق مؤكّدى كه محرك عضلات بوده براى بيان شوق اكيد نسبت به مراد بوده كه اگر محتاج به حركت عضلات باشد عضلات به كار مىافتد . بنابراين ، اگر در جايى اراده يعنى شوق مؤكّد نسبت به مراد باشد ولى نياز به حركت عضلات نباشد ، حركت عضلات هم نبوده و چنانچه نياز به حركت عضلات باشد ، حركت عضلات خواهد بود . به بيان ديگر ، اين وصف ، داخل در موضوع له و مقوّم موضوع له اراده نبوده و موضوعيّت ندارد . بلكه جنبهء طريقى و توصيفى براى بيان مرتبهء شوقى است كه به آن اراده گويند . چنان كه در تعريف وجوب هم كه مىگويند : عبارت از طلب با منع از ترك مىباشد ، وصف و قيد منع از ترك ، داخل در موضوع له وجوب نيست . چرا كه معناى وجوب ، بسيط مىباشد . بلكه براى بيان مرحله‌اى از طلب بوده كه به آن وجوب مىگويند و آن مرحله‌اى است كه منع از ترك دارد در مقابل مستحبّ كه طلب در آن هست ولى منع از ترك ندارد .