تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
هم‌سفران او بر او واجب شده است ولى حصول واجب و انجام حجّ متوقّف بر فرارسيدن زمان انجام مراسم بوده كه فرا رسيدن زمان ، مقدور مكلّف نمىباشد . « 1 »

79 - پس چه فرقى بين واجب مشروط و واجب معلّق از نظر صاحب فصول وجود دارد ؟ « 2 » ( و الفرق . . . هنا للفعل )

جواب : مىفرمايد : فرق بين واجب معلّق با واجب مشروط ، آن است كه شرط در واجب مشروط ، شرط وجوب بوده ولى در واجب معلّق ، شرط واجب مىباشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى قسم ديگر واجب مطلق ، عبارت از واجب معلّق مىباشد . واجب معلّق در آنجايى است كه علاوه بر شرط مقدور كه تحصيل شده ، زمان نيز شرط براى واجب باشد كه هنوز فرا نرسيده باشد . مثل حجّ در وقتى كه مكلّف مستطيع باشد . در اينجا پس از استطاعت ، وجوب حجّ بر مكلّف فعليّت پيدا مىكند ولى فعليّت و انجام واجب متوقّف است به فرا رسيدن زمان انجام مراسم . اگر در متن ، همراهى هم‌سفران نيز مطرح شده براى آن است كه در گذشته چون مسافرت تنهايى با خطرات جانى همراه بوده است همراهى هم‌سفران نيز از شروط وجوب حجّ بوده است . بنابراين ، در گذشته علاوه بر استطاعت بايد قافله نيز حركت مىكرد تا وجوب حجّ از مشروط بودن به مطلق بودن و فعلى شدن درمىآمد . ( 2 ) - زيرا هر دو متوقّف بر شرط و مقيّد مىباشند . ( 3 ) - واجب مشروط در نظر صاحب فصول آن واجبى است كه وجوبش مشروط به شرط مقدور باشد مثل حجّ نسبت به استطاعت . بنابراين ، تا قبل از حصول استطاعت اصلا وجوبى نيست . به عبارت ديگر در واجبات مشروط نظر صاحب فصول همچون مشهور ، آن است كه شرط و قيد رجوع به هيئت مىكند ولى واجب معلّق آنجايى است كه واجب ، مطلق باشد اعمّ از آنكه از ابتداء مطلق باشد مثل وجوب معرفت اصول دين و يا واجب مشروطى كه شرطش حاصل شده باشد . مثل حجّ بعد از استطاعت ولى علاوه بر شرط مقدور ، زمان نيز كه غير مقدور بوده شرط براى انجام واجب باشد . در اينجا وجوب قبل از رسيدن زمان مثلا حجّ بعد از استطاعت و يا معرفت اصول دين ، فعليّت دارد و آنچه كه متوقّف بر حصول شرط يعنى رسيدن زمان بوده عبارت از واجب مىباشد . به عبارت ديگر چنان كه قبلا نيز گفته شد ؛ واجب معلّق و منجّز در واقع از تقسيمات واجب مطلق مىباشند .