او مقدّمة له : ضمير در « له » به مراد برمىگردد .
و الجامع ان يكون نحو المقصود : ضمير در « يكون » به حركت عضلات برمىگردد .
بل مرادهم من هذا الوصف : ضمير در « مرادهم » به علما برگشته و مقصود از « هذا الوصف » محرّك عضلات مىباشد .
يكون هو الارادة : ضمير « هو » به « الشّوق الّذى » برمىگردد .
و ان لم يكن هناك فعلا تحريك : كلمهء « هناك » خبر مقدّم براى « يكن » و مشاراليه آن نيز مرتبهء شوقى كه اراده بوده مىباشد و كلمهء « فعلا » به معناى در حال حاضر و فعلى نبودن مراد بوده و كلمهء « تحريك » اسم مؤخّر براى « يكن » مىباشد .
لكون المراد و ما اشتاق اليه كمال الاشتياق : كلمهء « المراد » اسم براى « لكون » و خبرش « امرا استقباليّا » بوده و ضمير در « اشتاق » به مريد و در « اليه » به ماء موصوله به معناى مراد و مقصود برگشته و ماء موصوله با ما بعدش نيز عطف بر « المراد » مىباشد .
ضرورة انّ شوقه اليه : ضمير در « شوقه » به مريد و در « اليه » به امر استقبالى برمىگردد .
ربّما يكون الخ : ضمير در « يكون » به شوق مريد به امر استقبالى غير محتاج به تهيّهء مئونه برمىگردد .
محتاج الى ذلك : مشاراليه « ذلك » تهيّهء مئونه و تمهيد مقدّمه مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
76 - از تقسيمات ديگر واجب چه تقسيمى و از چه كسى است ؟ ( و منها . . . فى الفصول )
ج : مىفرمايد : از جمله تقسيمات ديگر واجب ، تقسيم واجب به معلّق و منجّز است و مبتكر اين تقسيم ، صاحب فصول مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - « الفصول الغرويّة 79 » دليل اين تقسيم آن بوده كه صاحب فصول ديده در فقه ، واجباتى است كه