برگشته و مقصود از « التّحمّل » تحمّل مشاقّ بوده و مشار اليه « ذلك » كه فاعل « يحمله » بوده نيز ارادهء مقصود بعيد المسافت و كثير المئونه مىباشد .
و لعلّ الّذى اوقعه فى الغلط : ضمير فاعلى در « اوقعه » به « الّذى » و ضمير مفعولى در آن به « بعض » اهل نظر برگشته و موصول « الّذى » با جمله صلهء بعدش ، اسم براى « لعلّ » و خبر آن نيز « ما قرع الخ » مىباشد .
ما قرع سمعه من تعريف الخ : ضمير در « قرع » به ماء موصوله و در « سمعه » كه مفعول براى « قرع » بوده به بعض اهل نظر برگشته و ماء موصوله با جملهء صلهء بعدش ، خبر براى « لعلّ » و كلمهء « من » با ما بعدش بيان ماء موصوله مىباشد . كلمهء « قرع » به معناى كوبيدن بوده و در اصطلاح آن است كه به گوشش رسيده و بيان آن است كه نهاوندى مطلب را خوب نفهميده است .
و توهّم انّ تحريكها الخ : ضمير در « توهّم » به بعض اهل نظر و در « تحريكها » به عضلات برگشته و كلمهء « انّ » با اسمش « تحريكها » و خبرش « مما لا يكاد » مفعول براى « توهّم » مىباشد .
ممّا لا يكاد : ضمير در « يكاد » به ماء موصوله برمىگردد .
و قد غفل عن انّ كونه محرّكا نحوه : ضمير در « غفل » به بعض اهل نظر و در « كونه » به شوق مؤكّد و در « نحوه » به مراد برمىگردد .
حسب اختلافه فى كونه : ضمير در « اختلافه » و « كونه » به مراد برمىگردد .
ممّا لا مئونة له : ضمير در « له » به مراد برمىگردد .
او ممّا مئونة له : ضمير در « له » به مراد برمىگردد .
فحركة العضلات تكون الخ : ضمير در « تكون » به حركت عضلات برمىگردد .
من أن تكون بنفسها : ضمير در « تكون » و « بنفسها » به حركت عضلات برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٤٦