خصوصيّت و ضمير مفعولى در « لا توجبه » به « هذا التّقسيم » تقسيم ياد شده فصول برگشته و مقصود از « المهمّ » نيز غرض از تقسيم بوده و اين عبارت ، خبر براى « خصوصيّة الخ » و كلمهء « ما » در « ما لم توجب » نيز مصدريّه زمانيّه مىباشد .
و الّا : يعنى « و ان اوجبت هذه الخصوصيّة الاختلاف فى المهمّ » .
لكثر تقسيماته : ضمير در « تقسيماته » به واجب برمىگردد .
و لا اختلاف فيه : كلمهء « واو » حاليه و جملهء بعدش نيز حال بوده و ضمير در « فيه » به « المهمّ » برمىگردد .
فانّ ما رتّبه عليه : ضمير فاعلى در « رتّبه » به صاحب فصول و ضمير مفعولى آن به « ماء موصوله » به معناى مهمّ و غرض و ضمير در « عليه » به تقسيم ياد شده برگشته و اين عبارت در واقع جواب آن است كه گفته شود در تقسيم صاحب فصول غرضى وجود دارد .
من وجوب المقدّمة فعلا : كلمهء « من » با بعدش ، بيان ماء موصوله بوده و معناى عبارت اين است « از وجوب فعلى مقدّمه » .
كما يأتى انّما هو الخ : ضمير در « يأتى » و ضمير « هو » به « ما رتّبه الخ » يعنى وجوب فعلى مقدمه برمىگردد .
وجوبه و حاليّته : ضمير در « وجوبه » و « حاليّته » به واجب برمىگردد .
ثم انّه الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
و هو : ضمير « هو » به اشكال برمىگردد .
انّما يكون الخ : ضمير در « يكون » به طلب و ايجاب كه هر دو به يك معنا بوده برمىگردد .
عمّا يتعلّق به : ضمير در « يتعلّق » به ايجاب و ضمير در « به » به ماء موصوله به معناى واجب در « عمّا » برمىگردد .
فكيف يتعلّق الخ : ضمير در « يتعلّق » به ايجاب برمىگردد .
قلت فيه : ضمير در « فيه » به اشكال بعض اهل نظر برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٤٤