تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
ب : اطلاق واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال قبل حصول شرط : « 1 » 1 - حقيقت است بنا بر مختار شيخ رحمه اللّه در واجب مشروط زيرا واجب اگرچه به نظر ايشان استقبالى است ولى وجوبش فعلى و حالى است . « 2 » 2 - مجاز است بنا بر مختار مصنّف .

74 - چرا اطلاق واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال قبل حصول شرط بنا بر مختار مصنّف به نحو مجاز بوده و شيخ بهايى علاقهء در اين استعمال مجازى را چه مىداند ؟ « 3 » ( حيث . . . او المشارفة )

ج : مىفرمايد : زيرا بنا بر مختار ما اصلا تلبّسى قبل از حصول شرط نيست . چنان كه شيخ بهايى نيز تصريح دارند كه اطلاق لفظ واجب بر واجب مشروط ، مجاز است به علاقه اول يا مشارفت . « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى به لحاظ حال نطق باشد . ( 2 ) - زيرا گفته شد كه بنا بر نظر شيخ رحمه اللّه وجوب در واجب مشروط . حالى و فعلى است و واجب است كه استقبالى مىباشد . بنابراين ، وجوب بر همهء مكلفين در واجب مشروط قبل از حصول شرط فعليّت دارد و آنچه كه در آينده مىباشد ، عبارت از واجب و انجام عمل خواهد بود . پس اطلاق واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال قبل حصول شرط ( زمان نطق ) به نحو حقيقت است . ( 3 ) - زيرا بنا بر نظر مشهور و از جمله مصنّف قبل از حصول شرط ، وجوبى نيست و اطلاق واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال قبل حصول شرط ( حال نطق ) مجاز مىباشد . ( 4 ) - « زبدة الاصول / 46 » گفته شد كه در استعمال مجازى بايد علاقه باشد . علاقهء اول يعنى حجّ بعد از استطاعت واجب مىشود به بيان ديگر حجّ پس از استطاعت برگشت به واجب مىكند . « الحجّ بعد الاستطاعة يؤول الى الواجب » علاقه مشارفت يعنى مشرف بودن به اين معنا كه اين حجّ ، مشرف و در آستانهء واجب شدن است به‌واسطهء حصول استطاعت .