73 - اطلاق واجب بر واجب مشروط آيا به نحو حقيقت بوده يا به نحو مجاز است ؟ « 1 » ( لا يخفى . . . مجاز على المختار )
ج : مىفرمايد : اطلاق واجب بر واجب مشروط دو صورت دارد :
الف : اطلاق واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال حصول شرط باشد كه در اين صورت اطلاق لفظ واجب بر واجب مشروط مطلقا به نحو حقيقت است . « 2 » چه بنا بر قول مشهور در واجب مشروط « 3 » و چه بنا بر نظر شيخ رحمه اللّه در واجب مشروط . « 4 »
هامش
( 1 ) - اين بحث از صغريات بحث مشتقّ است كه اطلاق واجب كه از مشتقّات بوده بر واجب مشروط آيا به نحو حقيقت يا به نحو مجاز است . مثلا وقتى مخاطبين را كه استطاعت پيدا نكردهاند مورد خطاب قرار داده و گفته مىشود يكى از فروع دين و واجبات عبارت از حجّ بوده و مىگوئيم « الحجّ واجب » و حال آنكه حجّ تا شرطش كه استطاعت بوده حاصل نشود واجب نمىباشد بنا بر اينكه قيد به هيئت بخورد ، پس چگونه اطلاق واجب بر حجّى كه واجب نشده مىگردد ؟ آيا اين اطلاق به نحو حقيقت بوده يا به نحو مجاز است ؟
( 2 ) - در بحث مشتقّ گفته شد كه اطلاق مشتق به لحاظ حال تلبّس مطلقا يعنى بر ذاتى كه منقضى از مبدأ بوده يا هنوز متلبّس برآن نشده به نحو حقيقت است . مثلا به كسى كه قبلا ضارب بوده و الآن ضارب نيست به اعتبار تلبّسش در گذشته گفت « او ضارب است » و معناى آن در واقع چنين است « او ضارب بود » يا به كسى كه الآن مجتهد نبوده به اعتبار اينكه در آينده مجتهد و متلبّس به مبدأ مىشود گفت مجتهد و در واقع معناى آن چنين است « او مجتهد خواهد بود » .
( 3 ) - بنا بر قول مشهور در واجب مشروط اگرچه قبل از حصول شرط ، وجوبى نيست ولى اطلاق به لحاظ حال تلبّس و اينكه در آينده مستطيع خواهد شد نيز اطلاق واجب بر واجب مشروط حقيقت است . چرا كه اطلاق به لحاظ حال تلبّس مىباشد و نه حال نطق .
( 4 ) - بنا بر قول شيخ رحمه اللّه كه بسيار روشن است چرا كه وجوب در واجب مشروط بنا بر نظر ايشان ، فعلى و حالى بوده و واجب يعنى انجام عمل استقبالى است . بنابراين ، هم خطاب به شخص فقير و هم به مستطيع مىتوان گفت « حجّ ، واجب است » .