تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

68 - آيا در هيچ صورتى نمىتوان گفت بنا بر مبناى شيخ مقدّمات وجوديّه داخل در محلّ نزاع مقدّمهء واجب مىباشند ، با چه بيان ؟ ( نعم على مختاره . . . كما يأتى فى الواجب المعلّق )

ج : مىفرمايد : آرى بنا بر مختار شيخ رحمه اللّه شروط و مقدماتى كه وجوب واجب ، مشروط و معلّق به آن نباشد « 1 » داخل در محلّ نزاع بوده و بنا بر قول به ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه با وجوب مقدّمه ، اين دسته از مقدّمات نيز واجب بوده و طلب و وجوب به آنها الآن تعلّق گرفته است البتّه بنا بر تقدير حصول شرط در آينده . چرا كه در اين سنخ از مقدّمات كه وجوب واجب ، معلّق بر آنها نبوده ذى المقدّمه و مأمور به ، وجوب حالى دارد ولى انجام خود واجب و به عبارت ديگر ، فعليّت واجب ، در آينده و پس از حصول شرط خواهد بود . « 2 » چنان كه بيان اين معنا در واجب معلّق خواهد آمد .

69 - فرق بين واجب مشروط بنا بر مختار شيخ رحمه اللّه با واجب معلّق كه صاحب فصول آن را اصطلاح نموده چيست ؟ « 3 » ( فانّ الواجب . . . فلا تغفل )

ج : مىفرمايد : واجب مشروط بنا بر مختار شيخ رحمه اللّه عينا همان واجب معلّقى است كه
هامش
بنا بر قول مشهور مىباشد و خود شيخ رحمه اللّه نيز در دليل دوّمشان در رجوع قيد لبّا به مادّه فرمود : بعضى از شروط اختياريّه به نحوى اخذ شده‌اند كه مورد تكليف نيستند . بنابراين ، چنين شروطى اگرچه شرط واجب هستند ولى چون مفروض الوجود و متوقّع الحصول اخذ شده‌اند قبل از تحصيل آنها ، وجوبى از واجب به آنها ترشّح نمىكند و از طرفى اگر تحصيل شوند هم كه ديگر تعلّق طلب و ترشّح وجوب از واجب به آنها ، تحصيل حاصل است . چرا كه قول به ملازمه براى آن است كه گفته شود تحصيل مقدّمه از باب مقدّمهء واجب ، امرى واجب و لازم بوده و حال آنكه مقدّمه تحصيل شده است . ( 1 ) - مثل انجام مراسم حجّ كه از مقدّمات وجوديّهء حجّ بوده و وجوب حجّ متوقّف برآن نمىباشد . ( 2 ) - مثلا در حجّ وقتى استطاعت حاصل شود ، وجوب حجّ ، فعلى مىشود ولى فعليّت واجب يعنى انجام مراسم حجّ ، استقبالى بوده و وقتى زمان انجام آن فرا برسد وجوبش فعلى مىشود . ( 3 ) - « الفصول الغرويّة / 79 » .