تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
شبهه‌اى نيست بنا بر هر دو مبناى مشهور و شيخ رحمه اللّه از محلّ نزاع مقدّمهء واجب خارج مىباشد .

66 - چگونه مقدّمات وجوبيّه بنا بر مبناى مشهور از محلّ نزاع مقدّمهء واجب خارج مىباشند ؟ ( امّا على . . . فلكونه مقدّمة وجوبيّة )

ج : مىفرمايد : امّا خروج مقدّمات وجوبيّه از محلّ نزاع به اين جهت است كه اين شروط و مقدمات ، شرط و مقدّمه وجوب واجب مىباشند . « 1 »

67 - چگونه مقدّمات وجوبيّه بنا بر مبناى شيخ رحمه اللّه نيز از محلّ نزاع مقدّمهء واجب خارج مىباشند ؟ ( و امّا على المختار . . . الّا طلب الحاصل )

ج : مىفرمايد : اگرچه بنا بر مبناى شيخ همهء شروط به مادّه خورده و مقدّمهء وجوديّهء واجب خواهند بود « 2 » ولى به‌گونه‌اى شرط براى واجب اخذ شده‌اند كه وجوب از واجب به اين شروط و مقدّمات وجوديّه ترشح نكند . چرا كه شىء و ذى المقدّمه بنا بر تقدير حصول شرط واجب بوده و با حصول اين شرط چگونه وجوب به اين شرط و مقدّمه ترشّح كرده و طلب به آن تعلّق مىگيرد آيا اين طلب غير از آن است كه طلب حاصل مىباشد ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) - زيرا بنا بر نظر مشهور ، آن است كه قيد و شرط رجوع به هيئت كرده در نتيجه تا حاصل نشدن شرط ، وجوب و تكليفى نيست تا بحث شود آيا وجوب ذى المقدّمه موجب وجوب مقدّمه نيز مىشود يا خير ؟ و بعد از حصول شرط نيز كه ديگر بحث از وجوب مقدّمه به تبع وجوب ذى المقدّمه معنا ندارد . چرا كه تحصيل حاصل است . زيرا بحث از ملازمه براى آن است كه گفته شود تحصيل مقدّمه به تبع وجوب ذى المقدّمه واجب است و حال آنكه در اينجا مقدّمه حاصل شده است . ( 2 ) - و گفته شد كه مقدّمات وجوديّهء واجب مشروط داخل در محلّ نزاع مىباشند . ( 3 ) - در پاورقىهاى قبلى نيز گفته شد كه يك دسته از شروط در واجب مشروط به‌گونه‌اى هستند كه به نحو مفروض الوجود و متوقّع الحصول اخذ شده‌اند . مثل شرط استطاعت براى حجّ و بيان شد كه اين دسته از شرايط و قيود ، شرايط واجب التّحصيل نيستند و حكمشان در نتيجه همانند شرايط وجوب