تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
حصول شرط ، تكليف و وجوبى نيست ، پس چه فائده‌اى بر انشاء مولى قبل از حصول شرط مترتّب مىباشد ؟ « 1 »

62 - جواب مصنّف به اشكال ياد شده چيست ؟ ( قلت . . . و تامّل جيّدا )

ج : مىفرمايد : دو فايده براى انشاء مولى قبل از حصول شرط وجود دارد : الف : فايدهء اوّل اينكه انشاء معلّق بعد از حصول شرط ، وجوب فعلى پيدا مىكند بدون اينكه نياز به خطاب ديگرى باشد چه آنكه ممكن است اگر انشاء مشروط نبود پس از حصول شرط ، امكان خطاب و امر براى مولى نباشد . « 2 » ب : فايدهء دوّم اينكه وجوب در اين خطاب مشروط در حال حاضر نسبت به كسى كه واجد شرط بوده ، وجوب فعلى بوده و نسبت به كسى كه فاقد شرط بوده ، وجوب تقديرى خواهد بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - بنابراين ، وقتى قبل از حصول استطاعت ، وجوب حجّى نيست ، پس فايده‌اى براى انشاء مولى« لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »وجود ندارد و عملى لغو و بيهوده خواهد بود . بلكه مولى مىتواند صبر كند تا وقتى كه شرط يعنى استطاعت حاصل شد و يا در مثال متن وقتى كه زيد آمد ، امر به حجّ و اكرام زيد كند تا عمل مولى ، عملى لغو و بيهوده نباشد . ( 2 ) - مثلا اگر مولى در زمان بعثت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم نمىفرمود« لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »و مىگذاشت در هروقتى كه هر شخصى مستطيع مىشد به او مىفرمود : « حجّ واجب است » لازمه‌اش اين بود كه براى هر مكلّفى در هر زمانى و در هر عصرى خطابى بياورد و از آنجا كه فرستادن خطاب و ابلاغ وحى بايد توسط پيامبر صورت گيرد لازم مىشد پيامبران زيادى را براى افراد مختلف و در دوره‌هاى زمانى متفاوت با معجزه‌اى كه اثبات نبوّت آنان را كند بفرستد و اين كارى غير ممكن است . بنابراين ، فايده بر خطاب و امر مشروط براى افرادى كه در زمان صدور اين امر مشروط ، واجد شرط نيستند ولى بعدا واجد شرط مىشوند و نيز افرادى كه در زمانهاى بعدى خواهند بود و واجد شرط مىشوند آن است كه وجوب بر آنان فعلى مىشود بدون آنكه نياز به ابلاغ خطاب و وحى مجدّد با توجّه به محذورى كه ذكر شد باشد . ( 3 ) - مثلا وجوب انشاء شده در« لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ »نسبت به كسى كه الآن مستطيع بوده ،