و ان كان امرا استقباليّا عليه : ضمير در « كان » به واجب و در « عليه » به « مختاره » مختار شيخ برمىگردد .
الّا انّ تلبّسه بالوجوب فى الحال : كلمهء « تلبّسه » اسم براى « انّ » و ضمير در آن به واجب برگشته و جار و مجرور « بالوجوب » متعلّق به « تلبّسه » بوده و كلمهء « فى الحال » خبر براى « انّ » مىباشد .
و مجاز على المختار : يعنى مختار ما در واجب مشروط .
حيث لا تلبّس بالوجوب عليه قبله : ضمير در « عليه » به « المختار » مختار ما و در « قبله » به حصول شرط برگشته و عبارت دليل مجازيت بنا بر مختار مىباشد .
تصريحه : ضمير در « تصريحه » به « البهائى » مىگردد .
فهى حقيقة على كلّ حال : ضمير « هى » به صيغه برگشته و مقصود از « على كلّ حال » يعنى چه بنا بر مختار شيخ و چه بنا بر مختار ما .
لاستعمالها على مختاره : ضمير در « استعمالها » به صيغه و در « مختاره » به شيخ برمىگردد .
كما هو الحال : ضمير « هو » به تعدّد دال و مدلول برمىگردد .
اذا اريد منها المطلق المقابل للمقيّد : ضمير در « منها » به صيغه برگشته و كلمهء « المطلق » نايب فاعل براى « اريد » و كلمهء « المقابل » صفت آن بوده و جار و مجرور « للمقيّد » نيز متعلّق به « المقابل » مىباشد .
لا المبهم المقسم : كلمهء « المبهم » عطف به « المطلق » و كلمهء « المقسم » صفت آن مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
61 - به جواب مصنّف به شيخ رحمه اللّه مبنى بر اينكه قيد به هيئت مىخورد و نه به مادّه چه اشكالى شده است ؟ ( فان قلت . . . و بعثا حاليّا )
ج : مىفرمايد : اشكال شده است ؛ اگر قيد به هيئت بخورد و معنايش اين باشد كه قبل از