مشروط در نزاع مقدّمهء واجب و اينكه بنا بر قول به ملازمه در اطلاق و اشتراط تابع ذى المقدّمه است بوده و كلمهء « التعلّم » عطف تفسيرى بر « المعرفة » مىباشد .
بوجوبها : ضمير در « بوجوبها » به معرفت برمىگردد .
بالمعنى المختار : اينكه گفتيم قبل از حصول شرط اصلا وجوبى نيست .
قبل حصول شرطه : كلمهء « قبل » متعلق به « بوجوبها » بوده و اضافه به « حصول » و آن نيز اضافه به « شرطه » شده كه ضميرش به واجب مشروط برمىگردد .
لكنّه : ضمير در « لكنّه » به قول به وجوب معرفت در واجب مشروط قبل از حصول شرط حتّى بنا بر مختار ما برمىگردد .
بمجرّد قيام احتمالها : ضمير در « احتمالها » به احكام برمىگردد .
فيستقلّ بعده بالبراءة : ضمير در « يستقلّ » به عقل و در « بعده » به فحص و يأس برمىگردد .
و انّ العقوبة على المخالفة : كلمهء « العقوبة » اسم « انّ » و جار و مجرور « على المخالفة » متعلّق به « العقوبة » و خبر « انّ » كلمهء « بلا حجة » بوده و « انّ » با اسم و خبرش عطف بر « البراءة » مىباشد .
و بيان : عطف به « حجّة » مىباشد .
و المؤاخذة عليها : ضمير در « عليها » به مخالفت برگشته و كلمهء « المؤاخذة » عطف به « العقوبة » مىباشد .
تذنيب : يعنى « هذا تذنيب » به معناى دنبالهء بحث واجب مطلق و مشروط مىباشد .
على الحقيقة مطلقا : جار و مجرور « على الحقيقة » خبر براى « انّ » بوده و مقصود از « مطلقا » چه بنا بر مختار شيخ و چه بنا بر مختار ما مىباشد .
قبل حصوله : ضمير در « حصوله » به شرط برمىگردد .
فكذلك : يعنى همچون حال حصول شرط .
على مختاره : ضمير در « مختاره » به شيخ برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٢١