وضعيّت است در آنجايى كه وقتى اراده شود از آن ( صيغه ) مطلقى كه مقابل مقيّد است نه مبهمى كه مقسم است ، پس بفهم .
نكات دستورى و توضيح واژگان
اذا لم يكن المنشأ به : ضمير در « به » به انشاء معلّق يعنى انشاء قبل از حصول شرط برمىگردد .
طلبا فعليّا : كلمهء « طلبا » خبر « لم يكن » مىباشد .
و بعثا حاليّا : عطف بر « طلبا فعليّا » مىباشد .
كفى فائدة له : كلمهء « فائدة » تمييز « كفى » بوده و ضمير در « له » به انشاء معلّق يعنى انشاء قبل از حصول شرط برمىگردد .
انّه يصير الخ : ضمير در « انّه » و ضمير در « يصير » به انشاء معلّق برگشته و اين عبارت ، تأويل به مصدر رفته و فاعل « كفى » مىباشد .
بحيث لولاه : ضمير در « لولاه » به انشاء معلّق برمىگردد .
لما كان فعلا متمكّنا الخ : ضمير در « كان » به مولى يا انشاءكننده برگشته و كلمه « فعلا » به معناى در حال حاضر مىباشد .
هذا مع شمول الخ : كلمهء « هذا » به معناى « خذ ذا » يعنى اين را داشتهباش علاوه آنكه . . . مىباشد .
مع شمول الخطاب كذلك : مقصود از « كذلك » يعنى به صورت مشروط و قبل از حصول شرط بوده و اين عبارت بيان فائده دوّم براى انشاء مشروط مىباشد .
فيكون بعثا الخ : ضمير در « يكون » به خطاب برگشته و مقصود از « بعثا فعليّا » وجوب فعلى مىباشد .
بالاضافة اليه : ضمير در « اليه » به « الواجد للشّرط » يعنى واجد شرط برمىگردد .
و تقديريّا : عطف بر « فعليّا » مىباشد .
الى الفاقد له : ضمير در « له » به شرط برمىگردد .