تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
همانا آن ( انشاء ) مىگردد ( انشاء ) بعث فعلى بعد از حصول شرط بدون نيازى به خطاب ديگرى به‌گونه‌اى كه اگر نبود اين ( انشاء مذكور ) هرآينه نمىبود ( مولى ) فعلا متمكّن از خطاب . اين علاوهء آن است كه شامل بودن خطاب اين‌چنين ( قبل از حصول شرط ) براى ايجاب است به صورت فعلى ، نسبت به واجد شرط ، پس مىباشد ( خطاب ) بعث فعلى نسبت به او ( واجد شرط ) و تقديرى نسبت به فاقد آن ( شرط ) ، پس بفهم و خوب دقّت كن . سپس ظاهر ، داخل بودن مقدمات وجوديّهء واجب مشروط در محلّ نزاع است همچنين . پس وجهى نيست براى تخصيص آن ( محلّ نزاع ) به مقدّمات واجب مطلق . نهايت امر مىباشند ( مقدّمات وجوديّه واجب مشروط ) در اطلاق و اشتراط ، تابع ذى المقدّمه همچون اصل وجوب . بنا بر وجوب آن ( مقدّمه ) از باب ملازمه . و امّا شرطى كه معلّق است برآن ( شرط ) ايجاب در ظاهر خطاب ، پس خروج آن ( شرط ) چيزى است كه نيست شبهه‌اى در آن ( خارج بودن ) و نيست شكّى . امّا بنا بر آنچه كه ظاهر مشهور منصور است پس براى آنكه آن ( شرطى كه ايجاب برآن معلّق بوده ) مقدّمهء وجوبيّه مىباشد . و امّا بنا بر مختار شيخ علامه « اعلى اللّه مقامه » پس براى اينكه همانا آن ( شرطى كه ايجاب برآن معلّق بوده ) و اگرچه مىباشد ( شرط ياد شده ) از مقدّمات وجوديّهء واجب مگر آنكه آن ( شرط ياد شده ) اخذ شده است ( شرط ياد شده ) به نحوى كه ممكن نمىباشد اينكه ترشّح كند بر اين ( شرط ياد شده ) وجوب از آن ( واجب ) . پس همانا قرار داده شده است شىء ، واجب بنا بر تقدير حصول اين شرط ، پس با وجود آن ( حصول اين شرط ) چگونه ترشّح كند برآن ( شرط ياد شده ) وجوب و تعلّق مىگيرد به آن ( شرط ياد شده ) طلب . و آيا اين ( طلب ) غير از آن است كه طلب حاصل است ؟ آرى بنا بر مختار او ( شيخ قدّس سرّه ) اگر باشد براى آن ( واجب مشروط ) مقدّمات وجوديّه‌اى كه معلّق نشده بر اين ( مقدّمات وجوديه ) وجوب آن ( واجب ) هرآينه تعلّق مىگيرد به اين ( مقدّمات وجوديه ) طلب در زمان حال بنا بر تقدير حاصل شدن وجود شرط در آينده . و اين ( تعلّق گرفتن طلب در
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 116 | حسن سيد اشرفى