تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
تنزيلى ماهيّت و ذات كرد . به اين معنا كه ماهيّت و ذات موجود را نازل منزلهء معدوم قرار داد به دليل حاصل نشدن اثرى كه از آن شىء و ذات انتظار مىرفت . 813 - بيان و توضيح نفى ادّعايى ماهيّت در قالب مثال چگونه است ؟ ( يعنى يدّعى انّ . . . من جهة تكوين الشّيء ) ج : مىفرمايد : يعنى ادّعا شود موجود و ذات خارجى تنزيلا از افراد ماهيّت و جنسى كه نفى به آن تعلّق گرفته نمىباشد . به دليل حاصل نشدن اثرى كه مطلوب از آن بوده است . مثلا در جملهء « لا علم الّا به عمل » معنايش اين است ؛ علم بدون عمل را همچون عدم علم قرار داد به دليل حاصل نشدن فايده‌اى كه از آن علم انتظار مىرفت . « 1 » و در مثل « لا اقرار لمن اقرّ بنفسه على الزّنا » معنايش اين است ؛ اقرار چنين شخصى را همچون اقرار نكردنش قرار داد به لحاظ نافذ نبودن چنين اقرارى « 2 » و يا مثل « لا سهو لمن كثر عليه السّهو » معنايش آن است كه سهو فرد كثير الشّكّ را همچون شكّ نكردن قرار داد به لحاظ مترتّب نشدن آثار شكّ بر اين فرد مبنى بر اينكه سجدهء سهو يا نماز احتياط لازم نداشته و يا نمازش باطل نمىشود . « 3 » البته گفته شد ؛ اين بيانات در خصوص مواردى است كه
هامش
( 1 ) - مثلا اگر شخصى طبيب نباشد نمىتواند شخصى را درمان كند حال طبيبى كه علمش را به كار نبندد و به آن عمل نكند به مانند فردى قرار مىدهيم كه طبيب نبوده و نمىتواند درمانى را انجام دهد . ( 2 ) - مثلا اگر اين شخص ، اقرار نمىكرد ، چيزى برعهده‌اش نمىآمد ، حال اقرار او را همانند وقتى قرار مىدهيم كه اقرار نكرده است . ( 3 ) - مثلا اگر اين شخص ، شكّى نمىكرد ، هيچ‌چيزى اعمّ از سجدهء سهو ، نماز احتياط به عهده‌اش نمىآمد و يا اگر شكّى باشد كه موجب بطلان صلاة بشود ولى نماز او باطل نمىشود . زيرا شكّ فرد كثير الشّكّ را نيز همانند وقتى قرار داده مىشود كه شكّى نكرده و چيزى به عهده‌اش نيامده است .