نفى ، به جنبهء تكوين و وجود خارجى ذات و ماهيّت تعلّق بگيرد . « 1 »
814 - اگر نفى در جملات مصدّر به « لا » ى نفى جنس رجوع به جنبهء تشريع داشته و تعلّق به فعل بگيرد ، « 2 » مقصود از نفى ماهيّت ، نفى چه چيزى مىباشد ؟ ( و امّا اذا كان . . . عدم مشروعية هذه الافعال )
ج : مىفرمايد : در صورتى كه نفى ، رجوع به جنبهء تشريع داشته و تعلّق به فعل بگيرد نفى فعل ، به معناى نفى حكم آن عمل در شرع مىباشد . « 3 » مثلا در « لا رهبانيّة فى الاسلام » معنايش آن است ؛ چنين عملى در شرع مقدّس تشريع نشده و جايز نمىباشد و در مثل « لا غيبة لفاسق » معنايش اين است ؛ چنين عملى يعنى غيبت فاسق را كردن در شرع ، حرام نمىباشد . همچنين در مثل « لا غشّ فى الاسلام » ، « لا عمل فى الصّلاة » ، « لا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحجّ » و « لا جماعة فى نافلة » « 4 » معناى همه اين جملات آن است كه اين اعمالى كه متعلّق نفى قرار گرفته از نظر شرع و در شريعت اسلام مشروع نبوده و جايز نمىباشد .
815 - اگر نفى در جملات مصدّر به « لا » ى نفى جنس رجوع به جنبهء تشريع داشته ولى تعلّق به عنوانى بگيرد كه انطباق حكم برآن صحيح بوده ، « 5 » نفى ماهيّت آيا نفى چه چيزى مىباشد ؟ ( و ان كان . . . فى الاسلام )
ج : مىفرمايد : اگر نفى ، به عنوانى تعلّق بگيرد كه انطباق حكم برآن عنوان صحيح
هامش
( 1 ) - چنان كه در پاورقىهاى قبلى گذشت كه اوّلا : از قسم الف باشد . ثانيا : صورت دوّم آن باشد .
( 2 ) - صورت اوّل از قسم ب .
( 3 ) - يعنى حكم جواز و مشروعيّت يا حرمت چنين عملى در شرع مقدّس اسلام تشريع نشده است .
( 4 ) - غشّ يعنى خيانت كردن كه فعلى از افعال انسانى است چنانچه عمل در صلاة مثل راه رفتن و يا رفث ، فسوق ، جدال ، جماعت هركدام فعلى از افعال مكلّف مىباشد .
( 5 ) - صورت دوّم از قسم ب .