باشد ، « 1 » نفى آن عنوان ، معنايش آن است ؛ حكمى كه اين عنوان برآن منطبق شده در شرع اسلام تشريع نشده و مشروعيّت ندارد . مثلا در كلام رسول الله ( ص ) : « لا حرج فى الدّين » و « لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام » معنايش آن است كه حكم هر عملى كه عنوان حرج يا ضرر برآن منطبق شود در اسلام تشريع نشده است . « 2 »
816 - خلاصهگيرى مصنّف از اجمال يا مبيّن بودن جملات مصدّر به « لا » ى نفى جنس چيست ؟ ( و على كلّ حال . . . ادّعاء و تنزيلا )
ج : مىفرمايد : بههرحال بايد گفت ؛ جملات يادشده بهخودىخود مجمل نمىباشند .
بلكه اگر اجمالى براى آنها به وجود بيايد از اين ناحيه بوده كه قرينهاى معيّنه وجود نداشته تا مشخّص كند آيا نفى ماهيّت و ذات به نحو نفى حقيقى بوده يا به نحو نفى ادّعايى و تنزيلى مىباشد .
817 - از جمله موارد مورد اختلاف در مجمل بودن يا مبيّن بودن جملات كدام است ؟ ( و منها مثل قوله . . . الى العين )
ج : مىفرمايد : از جمله موارد مورد اختلاف قول خداوند است در « حرّمت عليكم امّهاتكم » مادرانتان بر شما حرام شدهاند و مثل قول خداوند است : « أحلّت لكم بهيمة الانعام » چهارپايان بر شما حلال شدهاند . و ديگر جملاتى كه حكم حلّيّت يا حرمت در آن جملات
هامش
( 1 ) - مثلا « ضرر » عنوانى است كه مىتواند حكم وجوب ، منطبق برآن شود چنانچه روزه بر هر مكلّفى واجب است . حال روزه براى شخص مريض ، ضرر دارد و وجوب آن ، وجوب ضررى خواهد شد . چنان كه وضوء براى فردى كه دستش زخمى بوده ممكن است ضرر داشته باشد ، بنابراين ، وجوب وضوء براى او ، ضررى خواهد شد .
( 2 ) - يعنى وجوب روزه از مكلّف مريض كه روزه برايش ضرر داشته برداشته شده و چنين وجوبى در حال مريضى تشريع نشده است . و يا اگر وضوء گرفتن موجب عسر و حرج باشد ، وجوب وضوء براى مكلّفى كه وضوء برايش عسر و حرج داشته ، تشريع نشده است ، بلكه بايد تيمّم كند .