به عين خارجى نسبت داده شده است . « 1 »
818 - بيان گروهى كه معتقد به اجمال آيات يادشده و جملاتى كه حكم حلّيّت و حرمت نسبت به اعيان خارجيّه داده شده چيست ؟ ( فقد قال بعضهم باجمالها . . . فى الامثلة المتقدّمة )
ج : مىفرمايد : اين گروه مىگويند : از آنجا كه نسبت دادن حكم حلّيّت يا حرمت فقط به افعال اختيارى انسان صحيح بوده و نه اعيان ، « 2 » بلكه تعلّق حكم به اعيان معنا نداشته و مستحيل مىباشد و به همين دليل ، اعيان را موضوعات احكام ناميدهاند ، « 3 » بنابراين ، معلوم مىشود متعلّق حكم ، فعلى است كه محذوف بوده و در تقدير است و اين اعيان در واقع ، مضاف اليه آن فعل محذوف مىباشند . مثلا در آيهء اوّل ، فعلى كه مقدّر است عبارت از « نكاح » و در دوّمى « اكل » « 4 » بوده و در مثل « و الانعام حرّمت ظهورها » عبارت از « ركوب » و در مثل « النفس الّتى حرّم اللّه » عبارت از « قتل » مىباشد . از طرفى چون در خود جمله و تركيب قرينهاى بر تعيين فعل محذوف نمىباشد ، بنابراين ، جمله بهخودىخود مجمل مىشود و نمىدانيم كه آيا هر فعلى كه اضافه شدنش به عين ذكرشدهء در جمله صحيح بوده ، مقدّر است و تعلّق حكم به آن صحيح مىباشد يا مقدّر ، عبارت از فعل
هامش
( 1 ) - احكام شرعى يا تعلّق به افعال انسان گرفته است مثل « الغيبة الحرام » يا « أقيموا الصّلاة » ، « آتوا الزكاة » و يا تعلق به وجودات خارجى گرفته است مثل « الخمر حرام » . محلّ خلاف در اجمال آيات و روايات در مواردى است كه حكم به وجودات خارجى تعلّق گرفته باشد .
( 2 ) - « مجمع البيان 3 / 46 » .
( 3 ) - يعنى نكاح مادرانشان حرام بوده و خوردن چهارپايان حلال مىباشد . نكاح و خوردن نيز از افعال اختيارى انسان مىباشد .
( 4 ) - يعنى گفته شود : آيهء« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ »اطلاق داشته و ظهور در حرمت فعل خاصّى ندارد بلكه هر فعلى كه بشود تقدير گرفت ، جايز است . در نتيجه ممكن است افعال متعدّدى را بشود در تقدير گرفت در حالى كه قرينهء معيّنه وجود ندارد و كلام ، مجمل مىشود .