ركضت الرّجل او طرفت : كلمه « ركضت » به معناى كوبيدن به زمين و « طرفت » به معناى حركت كردن مىباشد .
كان له مفهوم : ضمير در « له » به قول على ( ع ) برمىگردد .
و هو الخ : ضمير « هو » به مفهوم برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
488 - جملات شرطيّه كه براى دلالت بر وجود ارتباط و علقهء لزوميّهء علّى و معلولى بين مقدّم و تالى مىباشد به چند قسم بوده و قسم اوّل چگونه است ؟ ( فاذا كانت جملة انشائيّة . . . عليه الحكم )
ج : مىفرمايد : جملات شرطيّه به دو قسم مىباشند : 1 - انشايى 2 - اخبارى . « 1 »
جملات شرطيّهء انشايى : جملاتى هستند كه تالى و جزاء متضمن انشاء يك حكم تكليفى يا وضعى « 2 » باشد . بنابراين ، دلالت دارند بر تعليق حكم ( تكليفى يا وضعى ) بر شرط و مقدّم . در نتيجه ، دلالت خواهند داشت بر منتفى شدن حكم در صورت منتفى شدن شرطى كه حكم برآن معلّق شده است .
489 - نوع دوّم از جملات شرطيّه چگونه است ؟ ( و اذا كانت جملة خبريّة . . . فزيد ابوه )
هامش
( 1 ) - انشاء يعنى ايجاد كردن و در مقابل اخبار كه خبر از تحقّق چيزى بوده مىباشد .
( 2 ) - حكم تكليفى يعنى احكام خمسهء « وجوب ، حرمت ، كراهت ، استحباب و اباحه » بوده و حكم وضعى مانند طهارت ، نجاست ، صحّت ، فساد و مانند اينها مىباشد . مثال براى حكم تكليفى : « اذا دخل الوقت فصلّ » وجوب خواندن نماز ، معلّق بر وارد شدن وقت شده است . مثال براى حكم وضعى « الماء اذا بلغ كرا لا ينجّسه شىء » عدم نجاست ( طهارت ) آب ، معلّق شده بر اندازه كر شدن . حال اگر قائل به مفهوم شويم مفهوم در اوّلى آن است « اگر وقت نماز نرسد ، وجوب نماز نبوده و خواندن نماز جايز نيست » و در دوّمى « اگر آب به قدر كر نرسد و قليل باشد ، با ملاقات شىء نجس ، نجس مىشود .