امام صادق عليه السلام به مفهوم است در روايت ابى بصير ، گفت ( ابو بصير ) : پرسيدم از ابا عبد اللّه عليه السّلام از گوسفندى كه ذبح مىشود ، پس حركت نمىكند ( گوسفند ) و بيرون ريخت از آن ( گوسفند ) خون زياد تازه ؟ پس فرمود عليه السلام : نخور ، همانا على عليه السلام مىفرمود : وقتى پا كوبيده شود به زمين يا چشم حركت كند ، پس بخور . پس همانا استدلال امام به كلام على عليه السلام نمىباشد ( استدلال ) مگر وقتى باشد براى آن ( كلام على « ع » ) مفهوم . و آن ( مفهوم ) وقتى پا به زمين كوبيده نشد يا چشم حركت نكرد پس نخور ، است .
نكات دستورى و توضيح واژگان
فاذا كانت جملة انشائيّة : ضمير در « كانت » به جملهء شرطيّه برگشته و اسم « كان » و كلمهء « جملة » خبر و كلمهء « انشائيّة » صفت مىباشد .
فانّها تدلّ الخ : ضمير در « فانّها » و « تدلّ » به جملهء شرطيّه برمىگردد .
فتدلّ على انتفاء الخ : ضمير در « تدلّ » به جملهء شرطيّه برمىگردد .
المعلّق عليه الحكم : ضمير در « عليه » به شرط برمىگردد .
و اذا كانت جملة خبريّة : نكات دستورى مثل قبلى است .
فانّها تدلّ على تعليق حكايته الخ : ضمير در « فانّها » و « تدلّ » به جملهء شرطيّه و ضمير در « حكايته » به تالى برمىگردد .
سواء كان المحكىّ عنه الخ : كلمه « المحكىّ » اسم « كان » و مقصود از آن « تالى » بوده و خبرش كلمهء « مترتّبا » و ضمير در « عنه » به الف و لام « المحكىّ » برمىگردد .
او مترتّبا عليه : يعنى « او كان المقدّم مترتّبا عليه » ضمير در « عليه » به محكىّ عنه يعنى تالى برمىگردد .
بان كان العكس : ضمير در « كان » اسمش بوده و به « محكىّ عنه » برگشته و كلمه